شعار مرگ بر امریکا ریشه قرانی ندارد

در تعجبم که عده ای نان و روزی خود را در نوشتن مطالبی می بینند که برای ایجاد بحران در جامعه و گرفتار کردن ملت در گرداب اندیشه های کور خود می باشد . اگر این افراد در زمان پیامبر بودند از خود پیامبر نیز ایراد می گرفتند که چرا در مواردی با کفار قریش وارد مذاکره و نوشتن صلحنامه شد.

اگر در زمان امام حسن بودند به ایشان نیز از بابت صلح وی با معاویه به رویش شمشیر می کشیدند .

اگر در زمان علی  و در ماجرای جنگ صفین بودند بخاطر فرمان علی در قبول حکمیت در جبهه خوارج قرار می گرفتند و به رویش شمشیر می کشیدند .اگر در زمان سایر ائمه بودند بخاطر شمشیر نکشیدن و فرمان جهاد ندادن بر علیه بنی عباس و بنی امیه ، مقابلشان صف ارایی می کردند و ولایتشان را قبول نمی کردند .

اگر در زمان امام هشتم که ولایت عهدی را به هر دلیل قبول کردند نیز به رویش شمشیر می کشیدندو.....

این گونه افراد دست به قلم می شوند و برای یک شعار سیاسی و تاریخی ریشه دینی و اعتقادی پیدا می کنند و کسانی را که مصلحت جامعه را بهتر درک می کنند و عمری را در سخت ترین شرایط این نظام به سر برده اند، به باد انتقاد می گیرند و انان را مزدور قلمداد می کنند و غافل از این که انان با تفکرات اقای نتانیاهو در ایجاد بحران و مشکل افراینی هم سو و دست انان در دست یکدیگر است و خواسته یا نا خواسته  در دردسر افرینی و ایجاد بحران  همانند دولبه یک قیچی عمل می کنند . 

این شعار بنا به ضرورت زمانی بر زبانها جاری شد و در مقطعی از زمان نشانه اعتراض ملت به امریکا بخاطر نادیده گرفتن منافع و حقانیت انقلاب ایران بود ولی در شرایط حاضر می توان با رویکرد جدید و از موضع منطق قوی و زبان دیپلماسی وارد گفتگو شد و شعار مرگ و اتش زدن پرچم یک ملت را به نشانه حسن نیت و صداقت و فرهنگ  مسکوت گذاشت .

بت شکنی بعد از 33 سال

سرانجام ان چیزی که لازم و بایسته سفر اقای روحانی به نیویورک بود حاصل شد .اگرچه دکتر روحانی بنا به مصالحی در ضیافت میهمانی سران شرکت نکرد و بیم ان می رفت که سفر ایشان به امریکا تا حدود زیادی ابتر شود ولی به مدد برنامه ریزی دقیق و اینده نگری به موقع از طرف هرکس که صورت گرفت مکالمه 15 دقیقه ای بین ایشان و اقای اوباما صورت پذیرفت و این یعنی بت شکنی وحال اگر هیچ نفعی در کوتاه مدت برای ما نداشته باشد ولی کاری صورت گرفت که در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی به عنوان برگ طلایی از ان یاد خواهد شد .

حال از هر ایرانی که در این مورد پرسیده شود اکثریت به اتفاق انها این حرکت را تحسین می نمایند و شجاعت اقای روحانی و تیم فکری ایشان را خصوصا دکتر ظریف و نماینده ایران در سازمان ملل را خواهند ستود .

دلیلی ندارد در این شرایط حساس و سرنوشت ساز که از هر طرف فشار های اقتصادی و سیاسی بر ملت ایران وارد می شود ما همچنان بر طبل عدم مذاکره با غرب بکوبیم و ان را ایستادگی بر اصول بنامیم .ایا اصولی که ما بر انها می خواهیم ایستادگی نماییم همان است که تراوش شده حسین شریعتمداری است که صدایش با صدای اکثریت ملت تفاوت دارد .؟

ما با باز کردن این فضای بسته و فروریختن این دیوار بلند ناز و کرشمه ، بیاییم با انها که ادعا داریم حقمان را نادیده می گیرند مستقیم گفتگو نماییم تا دنیا بهتر حقانیت مارا به چشم خود بیند و هر بار خود را از رودر رویی با امریکا به بهانه های بعضی حرف های تاریخی و نه دینی و نه اینکه وحی خداوندی و ایه قرانی باشد کنار نکشیم و شرایط را برای زندگی شرافت مندانه در کشور بر خود تنگ تر ننماییم .

من که قانع نشدم ....


اگر نرمش قهرمانانه این است که اقای روحانی در سخانش در نیویورک معنی کرد وای به حال لگد و تو دهنی قهرمانانه.....
البته اگر بخواهم خودم را قانع کنم شاید این نرمش مقدمه ای برای یک ورزش و مسابقه ای سخت و نفس گیری باشد که در اینده ای نزدیک یا دور بین ما و برادران امریکایی خود قرار است بر گذار شود ... چون قبل از مسابقه سخت یک نرمش لازم است ولی فراموش نکنیم که اگر خوب نرمش نکنیم در مسابقه کم خواهیم اورد و تنمان سخت کوفته خواهد شد ...

سلام بر تعلیم و تربیت

فردا برای بیست و دومین بار ماه مهر را به شوق تدریس و تعلیم به استقبال می روم .
گرچه در سال 65 از شنیدن قبولیم در رشته دبیری چندان خوشحال نشدم اما حقیقتا و با صداقت تمام می گویم همیشه از کارم در عرصه هنرورزی تعلیم وتربیت کم نگذاشته ام و جز در مواردی که همه می دانند از کارم راضی بوده ام .
به همه معلمین و دانش اموزان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت اغاز سال جدید تحصیلی را تبریک عرض می کنم و امید است که در این شرایط ایجاد شده بتوانیم رسالت واقعی خود را همگام با روح حاکم بر فضای سیاسی کشور انجام دهیم .و همواره در این راه صداقت و صراحت و امانت و شجاعت محبت و امید به زندگی را در لابه لای فرمولهای درسی به دانش اموزانمان یاد دهیم