سال ۵۷ کلاس پنجم ابتدایی بودم .دوازدهم بهمن ۵۷ یادم نمی رود .در سوق محل تولدم تلویزیون مرحوم عباسی که از معلم های ابتدایی من بود را بر روی چند میز و نیمکت در بیرون از مسجد گذاشتند تا ورود امام را تماشا کنیم .
ان روز من ۱۱ساله بودم و روزی به یاد ماندنی بود .چرا که فکر می کردیم همه ارزو هایمان تحقق می یابد.
در ان سالهای قبل از امدن امام به ایران روستای سوق مهد کودک داشت جاده بین دهدشت و سوق و بین لنده و سوق که راههای ارتباطی ما بود اسفالت بود و حتی یادم هست که شعبه ای از بانک هم در سوق دایر بود .
وضع تغذیه برای مدارس هم در حد مطلوب بود و یادم نمی رود که انواع تغذیه را به ما می دادند : موز بسکویت خرما گاهی هم اب گوشت !!!و یک بار که خودم برای تغذیه رفته بودم بین دو باغ دوستکام و شهبازی اب باران مرا بیمار کرد که تا یک هفته در منزل بستری بودم .
در ان سالها مهر و محبت در بین مردم موج می زد و فکر می کردیم که با وقوع انقلاب مهر و محبت بین مردم بیشتر و بیشتر می شود
در ان سالها مردم دین و غیرت خوبی داشتند و امید داشتیم که بیشتر شود و کسی جرات نمی کرد روزه خود را بخورد و ناسزا گفتن به مقدسات در حکم مرگ او بود و فکر می کرد تا صبح زنده نمی می ماند و صدای ازان اقا قلی که نابینا بود همه را از خواب بیدار می کرد و یا اینکه همسایه ها همدیگر را برای فریضه روزه بیدار می کردند .
در ان روزها سادات حرمت واقعی داشتند و هیچ دزدی به خود جرات نمی داد از خانه سیدی سرقت و دزدی کند و اگر هم این کار را می کرد با نفرین او دچار بلا می شد چرا که سادات هم ایمان پاک داشتند و خالص بودند .
در ان روزها یادم هست تا کلاس پنجم ابتدایی در کلاس های درس دختر و پسر ها با هم درس می خوندیم و اصلا احساسی غیر از دانش اموز بودن و فامیل بودن نداشتیم .
در ان روزها به ما گفته بودند که شاه به مردم ظلم می کند و سرمایه مملکت را به امریکا و شوروی می دهد و با پول ان اسلحه میخرد.
در ان روزها به گفته بودند که در حکومت شاه عده ای خاص بیشتر سرمایه مملکت را در دست دارند و بیشتر مردم در فقر و نداری و در حلبی اباد بسر می برند .
در ان روزها به ما گفته بودند که در خیابانهای شهر های بزرگ شراب فروشی و کاباره و اماکن فساد هست و جوانان را به بی راهه می کشانند .
در ان روزها به ما گفته بودند که حکومت شاه به دست خارجی ها اداره می شود و شاه هیچ اراده ای برای مملکت داری ندارد و خانواده اش در عیش و نوش و عشرت زندگی می کنند .
و شنیده بودیم که اگر شاه برود اب و برق و گاز مردم مجانی می شود و مردم با ایمان تر می شوند و خدا ترس تر می شوند و اقتصاد مردم بهتر می شود .
و حالا بعد از ۳۳سال از ان واقعه تاریخی در یک ارزیابی ببینیم چقدر از ان اهداف محقق شده است.