حاکمیت در هر حال مورد نقد قرار می گیرد و این یک اصل پذیرفته شده در مناسبات قدرت می باشد .
در این بین اگر حاکمیت سعه صدر بیشتری داشته باشد و با منتقدان خود با ادبیات بهتری برخورد نماید پذیرفتنی تراست حتی اگر این منتقدان کسانی باشند که به هیچ کدام از اصول و مبانی اخلاق پایبند نباشند و چشم خود را بر همه تاریخ پر از فساد و انحراف و ادبیات هاله نوری و ویرانی های بجا گذاشته از خود بسته باشند . و این جای بسی افتخار است که در این یکی دو روز بیشترین نقد سخنان دکتر روحانی از طرف کسانی مطرح شد که خود حامی رییس جمهور بودند و جای بسی تعجب است نمایندگانی از مجلس که در هشت سال گذشته بیشترین تحقیر را از دولت قبل متحمل شدند و در صحن علنی ان نمایش فیلم و در مجامع عمومی و سازمانهای بین المللی زشت ترین ادبیات را به چشم و گوش خود شنیدند ولی دم نزدند و فقط دعای فرج را با وی تکرار می کردند و حال از این لحن رییس جمهور عصبانی شدند ..
و ما هم می گوییم که نمی خواهیم به دوران گذشته برگردیم و شنونده ادبیاتی باشیم که دور از شان یک مسئول ارشد کشور باشد و در این هشت سال گذشته گوش ما انقدر از این حرف های زننده شنیده است که....
و حقیقت مطلب این است که در ان هشت سال سیاه گذشته اکثر تریبونهای رسمی شاهد بکار بردن الفاظ بد بودند از مجلس تا نماز های جمعه تا محافل دانشجویی و همه و همه در این بی ادبی - به قول اقای سید حسن خمینی - از هم گوی سبقت را می گرفتند ..
و در اخر به اقای روحانی باید گفت که درست است که شما نگران این مملکت هستید اما بدانید که کسانی که اینگونه بی رحمانه دولت و تلاش های شما را برای برون رفت از این وضعیت تلخ به باد انتقاد می گیرند نفسشان از جای گرم بلند می شود و تا پشتشان به جای محکمی تکیه نزده باشد اینگونه حرف نمی زنند .