ان نظر بند مادر بزرگ ....یادی از یک روز بارانی
مــــــــادربـــــــــزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من.
و من امروز ان نظر بندی را که ۴۵ سال پیش مادر بزرگم به بازویم بسته بود به یاد می اورم .

مــــــــادربـــــــــزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من.
و من امروز ان نظر بندی را که ۴۵ سال پیش مادر بزرگم به بازویم بسته بود به یاد می اورم .

In the days and nights of Ramadan spiritual remember my grandfather I am honored. Same that gave me life and raised me as his eyes and always loved.
همان که نيمه هاي شب برای جرعه ای شیر برای نوزاد تازه به دنیا امده در خانه های مردم را می زد و زندگی را در کاسه ای از شیر به حلقومش می ریخت .
The same goes for a drink of milk for midnight newborn baby in the house she lives in a bowl of milk to be poured Hlqvmsh.
همان که به من درس زندگی را اموخت و به من اموخت که مهربان باشم و همه را دوست داشته باشم چرا که دل او چون اینه صاف و چون باران زلال و بی ریا بود.
The life lessons that I learned and taught me to be friendly and all love him because I like it smooth and clear as the rain and was unaffected.
او مرد کار و مرد غيرت بود .دلي پاک داشت و تا اخرين لحظه زندگي کار کردن را جوهر خود مي دانست .او از دسترنج خود در زمين ناهموار برمشير که رد هيچ ماشيني به ان نمي رسيد با دست هاي خود گندم و جو مي کاشت و امرار معاش مي کرد و به من مي گفت بايد مرد کار باشي .
He was a man of honor and men. Heart was clean and working until the last moment of life as its essence. He Brmshyr wage in terrain that was not denied to any machine with your hands and the planting of wheat and barley living and told me I should be doing.
من با صداي مناجات او در هنگامه اذان صبح بلند مي شدم و به نجوا ها دعا هاي او گوش مي دادم و لذت مي بردم .
My voice is loud chanting his morning prayer, I was in uproar and his prayer to whisper to my ear and enjoyed.
ما کجا و او کجا ؟ او پرورش يافته رنج و زحمت در سالهاي سخت بود .
او پرورش يافته گرماو سرماي سخت زندگي بود و لحظه لحظه زندگي خود را با زحمت و مشقت ولي سربلند و خوشحال سپري کرد .
Where are we and where? He had grown to hamper the tough years. He had grown Grmav cold hard
life and every moment of his life and suffering, but proud and happy with the effort spent
خداوند او را رحمت کند.
God will have mercy on him.
![]()
