سرانجام ان چیزی که لازم و بایسته سفر اقای روحانی به نیویورک بود حاصل شد .اگرچه دکتر روحانی بنا به مصالحی در ضیافت میهمانی سران شرکت نکرد و بیم ان می رفت که سفر ایشان به امریکا تا حدود زیادی ابتر شود ولی به مدد برنامه ریزی دقیق و اینده نگری به موقع از طرف هرکس که صورت گرفت مکالمه 15 دقیقه ای بین ایشان و اقای اوباما صورت پذیرفت و این یعنی بت شکنی وحال اگر هیچ نفعی در کوتاه مدت برای ما نداشته باشد ولی کاری صورت گرفت که در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی به عنوان برگ طلایی از ان یاد خواهد شد .

حال از هر ایرانی که در این مورد پرسیده شود اکثریت به اتفاق انها این حرکت را تحسین می نمایند و شجاعت اقای روحانی و تیم فکری ایشان را خصوصا دکتر ظریف و نماینده ایران در سازمان ملل را خواهند ستود .

دلیلی ندارد در این شرایط حساس و سرنوشت ساز که از هر طرف فشار های اقتصادی و سیاسی بر ملت ایران وارد می شود ما همچنان بر طبل عدم مذاکره با غرب بکوبیم و ان را ایستادگی بر اصول بنامیم .ایا اصولی که ما بر انها می خواهیم ایستادگی نماییم همان است که تراوش شده حسین شریعتمداری است که صدایش با صدای اکثریت ملت تفاوت دارد .؟

ما با باز کردن این فضای بسته و فروریختن این دیوار بلند ناز و کرشمه ، بیاییم با انها که ادعا داریم حقمان را نادیده می گیرند مستقیم گفتگو نماییم تا دنیا بهتر حقانیت مارا به چشم خود بیند و هر بار خود را از رودر رویی با امریکا به بهانه های بعضی حرف های تاریخی و نه دینی و نه اینکه وحی خداوندی و ایه قرانی باشد کنار نکشیم و شرایط را برای زندگی شرافت مندانه در کشور بر خود تنگ تر ننماییم .