سازمان ملل و میهمانی که همه در انتظار اویند

طی چند روز اینده دکتر حسن روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور خواهند یافت و سخنرانی ایراد خواهند نمود . در هشت سال گذشته سفرهای اقای احمدی نژاد به نیویورک بیش از انکه نفعی برای ملت ایران داشته باشد ،ضررو سرافکندگی را به دنبال داشت .

دوران حضور سید محمد خاتمی در سازمان ملل متحد  با شکوه هرچه تمام اوازه صلح طلبی و  اقتدار و شکوه و بلند اوازگی ملت ایران را به رخ جهانیان کشید و با پیشنهاد سال گفتگوی تمدنها نشان داد که ملت ایرا ن همیشه به دنبال صلح و اشتی با همه ملت های دنیاست .

و این بار دکتر حسن روحانی نیز جا پای سید محمد خاتمی می گذارد و نشان خواهد داد که دوران شمشیر و درفش و سر دادن مرگ از حلقوم ها گذشته است و دنیا نیازمند صلح و ارامش و در کنار هم زیستن است .

ب بهانه نمایش اعدام در ملاء عام


اغلب انسانهای فهیم و دور اندیش به این مطلب  اذعان دارند که این نوع مجازات بیش از انکه بازدارنده باشد دارای عواقب منفی اجتماعی است .  ولی همچنان تصمیم گیران سیاسی و قضایی برای به کرسی نشاندن تز خود در حوزه سیاست و کنترل اجتماعی کاری به روانشناسی و مسائل جامعه شناسی ندارند و بر طبل دعوای شرع و عقل می کوبند .

دوستی تعریف می کرد در همین تماشاخانه ای که برای اعدام این سه تن بر گذار شده بود دختران و پسرانی را به فراوان دیده بود که با ارایش غلیظ به تن اسایی و خنده و متلک پرانی مشغول بودند و  به فکر این بودند که چکار کنیم که مثل این نگون بختان به دام قانون نیفتیم ..


چیزی که الان بیش از همه مرا رنج می دهد رواج ریاکاری و برباد رفتن ارزشهای انسانی و مناسبت های اجتماعی و اخلاقی است که نتیجه ان را در از هم پاشیده شدن ساختارهای اجتماعی و خانوادگی و پایین بودن رتبه امید به زندگی و رواج انواع بیماری های روانی همه به عین می بینیم . و این همه نتیجه رشد بیش از حد و سرطانی نقل و قول های مقدس و عمل نکرده به همان دستوراتی است که بر منابر بر زبان می اوردن و در عمل خلاف ان را انجام می دهند


مشکل اساسی در منازعات خانوادگی و در سطح بالاتر اجتماع و در سطح کلان یعنی مدیریت کشور و بالاتر از ان در سطح مدیریت جهانی همین اصل ساده ولی مهم یعنی قبول ایده های مقابل و حتی مخالف می باشد .اگر ما فرزندانمان را اینگونه تربیت کنیم که بتوانند حرف دیگران را بشنوند و به ایده های دیگران احترام بگذارند و حرف خود را عین حقیقت ندانند و سهمی از حقیقت را به طرف مقابل واگذار نمایند بزرگترین خدمت را به اینده انها و بلکه به کل بشریت کرده ایم

به نظر می رسد که تعلیم وتربیت ما نیاز به ارزیابی مجدد است و باید از نو اموخته های تربیتی را به روز نماییم .
اموزش و پرورش باید پختگی روحی و سعه صدر را در صدر دستورات تربیتی خود قرار دهد و این درست برعکس شیوه جاری و ساری در تعلیم و تربیت خانوادگی و سیاسی حاکم بر جامعه کنونی ماست .
البته نظام حاکم از این روش خود ساخته که استانه صبر را در جوانان به حد اقل رسانیده است نهایت استفاده را برده و از انها موجوداتی برای صاف کردن جاده بهشت با ترویج خط شهادت ساخته است و انبوه مشاجرات خیابانی و قتل ها و تصادفات و امار بالای طلاق و فرار از خانواده و ... دلیلی اشکار بر این مدعی است .


در قبل از انقلاب و قبل از ان در زمان مشروطیت و نهضت می شدن نفت و دوران مصدق و تا حال همه دعوا ها دراین مملکت بر سر این دوکلمه است :سنت و مدرنیسم .بحث بر سر سازگاری بین این دو همه بحثها دیگر را تحت الشعاع خود قرار داده است . از یک سو سنتی که همه اسباب و علل را در نقل و قول های گذشته و بدون اجتهاد و دخالت عقل ابزاری می داند و مدرنسیمی که در افراطی ترین حالت ان به همه قید و بند ها پشت پا می زند و انسان را رها شده می داند و در این بین ما که به دین اسلام تقلیدانه و یا اگاهانه روی اورده ایم گاهی به عقب و گاهی به جلو نگاه کرده ایم.

در حاشیه مصاحبه سایت ابشار نیوز با اقای صدوقی

گاهی وقت ها حرفهای خوب در لابه لای حب و بغض های شخصی و یا عبور از دل های مریض که فقط قصد ناصواب دارند به حرفهای بد و نتیجه بد منجر می شود .

یک مصاحبه و گفتگو با شخصی که در معادلات سیاسی شهرستان  نقش داشت و حرف هایی از جنس انتقاد را هم بر زبان اورد که حق هر کس می باشد چرا به بجای نقد درست به پراکنده کردن تخم کینه و نفاق و بدبینی روی اورده می شود .

و از طرف دیگر چرا بر خلاف اخلاق ، نام  و مشخصات سیاسی شخصی را که روحش از این مصاحبه خبر ندارد و جملات ناصواب اورده می شود و و از ظن و گمان بد  نوشته های دیگران را به وی نسبت می دهید .

دنیای وب برای اگاهی بخشیدن می باشد نه برای تهمت و یا پراکنده کردن تخم نفاق و بدبینی و اگر هم متوجه شدیم که در نوشته های خود به شخصی گمان بد داشته ایم و مطلبی ناحق را نسبت داده ایم باید شهامت ان را داشته باشیم که از وی معذرت خواهی نماییم در این صورت است که وجدان خود را ارام کرده ایم و اسوده سر بر بالش اندیشه خواهیم گذاشت .