ما و غرب و تحریمهای جدید
چند سالی است که بحران هسته ای دامن همه را گرفته است و می رود که غرقاب ان همه را به درون خود بکشاند و مانند سیاهچالی شود که برون رفت از ان برای همه امکان پذیر نباشد.
غرب از ما چه می خواهد و ما از انرژی هسته ای چه می خواهیم ؟ آنها به دنبال چه هستند و ما به دنبال چه هستیم ؟
آیا برای ما هیچ سیاستی و راهی جز همین راه باقی نمانده است که همچنان بر قطار بدون ترمز و بدون دنده عقب به حرکت خود ادامه دهیم و به ناکجا اباد برویم ؟ و ایاغرب نیز تا این اندازه از هسته ای شدن ما می ترسد که علی رغم بحرانهای اقتصادی بزرگی که دارد مسئله ایران اینقدر برایش مهم و برایش غیر قابل کنترل است ؟
آنها در عملکرد سیاسی حاکمان ما چه می بینند که این همه وقت برای کنترل هسته ای شدن ایران گذاشته اند و از هیچ اقدامی برایش فروگذار نمی کنند و حاکمیت ما هم از هسته ای شدن خود چه تصویری و چه منفعتی می بیند که این همه هزینه را برا دوش ملت و نسلهای اینده قرار می دهد ؟
چرا ما و غرب وارد معامله نمی شویم تا با عقل و دور اندیشی و بدور از احساس های مصداقگونه مذهبی و استفاده گزینشی از بخشی از صفحات تاریخی دین و مذهب به این بحران به صورت ابرومندانه پایان دهیم و اسایش و ارامش را به کشور و جهان برگردانیم ؟
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .