ما و غرب و تحریمهای جدید

زمانی جنگ ما با عراق به اخرین درجه بحران خود رسیده بود و مسئولین وقت به این نتیجه رسیدند که باید به ان خانمه دهند چرا که بقای حاکمیت در گرو پایان دادن به جنگ بود .

چند سالی است که بحران هسته ای دامن همه را گرفته است و می رود که غرقاب ان همه را به درون خود بکشاند و مانند سیاهچالی شود که برون رفت از ان برای همه امکان پذیر نباشد.

غرب از ما چه می خواهد و ما از انرژی هسته ای چه می خواهیم ؟ آنها به دنبال چه هستند و ما به دنبال چه هستیم ؟

آیا برای ما هیچ سیاستی و راهی جز همین راه باقی نمانده است که همچنان بر قطار بدون ترمز و بدون دنده عقب به حرکت خود ادامه دهیم و به ناکجا اباد برویم ؟ و ایاغرب نیز تا این اندازه از هسته ای شدن ما می ترسد که علی رغم بحرانهای اقتصادی بزرگی که دارد مسئله ایران اینقدر برایش مهم  و برایش غیر قابل کنترل است ؟

آنها در عملکرد سیاسی  حاکمان ما چه می بینند که  این همه وقت برای کنترل هسته ای شدن ایران گذاشته اند و از هیچ اقدامی برایش فروگذار نمی کنند و حاکمیت ما هم از هسته ای شدن خود چه تصویری و چه منفعتی می بیند که این همه هزینه را برا دوش ملت و نسلهای اینده قرار می دهد ؟

  چرا ما و غرب وارد معامله نمی شویم تا با عقل و دور اندیشی و بدور از احساس های مصداقگونه مذهبی و استفاده گزینشی از بخشی از صفحات تاریخی دین و مذهب به این بحران به صورت ابرومندانه پایان دهیم و اسایش و ارامش را به کشور و جهان برگردانیم ؟

 

ما یا شما ؟!!!!!!!

روزی شخصی زیر دست و پای دیگری در حال کتک خوردن و جان دادن بود و تنها زبانش هنوز بند نیامده بود به طرفی که او را به زیر ضربات مشت و لگد گرفته بود گفت مگر از دستت خلاص نشوم وگرنه می دانم با تو چکار کنم بذار بلند شوم انگاه می بینی چکارت می کنم .طرف یه فرصت دیگه بهش داد باز هم افتاد زیر دست و پای اون و باز هم کتک مفصلی خورد و باز هم بهش گفت مگر از دستت خلاص نشوم وگرنه می دانم با تو چکار کنم و با هم تکرار و تکرار ....

ما در عرصه سیاست بین المللی تنها عضوی از بدنمان که بیش از همه کار می کند زبانمان است و بس و اگر عقلمان هم به اندازه یک چهارم  زبانمان کار می کرد با این روز از نظر سیاسی و اقتصادی و منزلت جهانی و مشکلات داخلی اعم از بزهکاری و اعتیاد و بیکاری جوانان  نمی رسیدیم

سلام بر صلح ....

سخنان رئیس جمهور اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل با تمام سال های قبل تفاوت داشت .او که می داند هنگام خداحافظی باید خاطره ای خوش از خویش بجا بگذارد این بار نه از نابودی اسراییل حرفی زد و نه از انکار هلوکاست و نه از تشر های همیشگی سخنی بر زبان نیاورد و دیدیم که نمایندگان کشورهای حاضر در جلسه نیز هیچکدام به نشانه اعتراض جایگاه را نرک نکردند و تا آخر سخنان وی نشستند و به وی گوش دادند .

ایا این شیوه صحبت را نمیشد سال های قبل نیز بر زبان می اورد و اینگونه سخن می راند  تا  ان همه دشمن تراشی و هزینه را بر دوش ملت تحمیل نمی کرد ؟

و الحق اوباما رئیس جمهور امریکا نیز خوب صحبت کرد و نشان داد که او واقعا به دنبال صلح و آرامش در جهان است و من که از سخنان وی لذت بردم و کاش حرف ها به عمل تبدیل شود تا جنگ و خشونت و تنفر از جامعه بشری رخت بربندد .

و اما موضوع فیلمی که در ان به پیامبر اسلام توهین شده بود کاری بسیار بی خردانه بود و هیچ انسان عاقلی آن را تایید نمی کند و این موضوع به خوبی در سخنان اوباما رئیس جمهور امریکا منعکس شده بود و نشان داد که دولت امریکا مجری و مشوق و تایید کننده  چنین بی حرمتی هایی به ساحت پیامبر اسلام نیست .

و از طرفی تند روی هایی بعد از نمایش این فیلم نیز کار درستی نیست و حمله به سفیر یک کشور و کشتن وی و اتش زدن و تخریب نیز کار عاقلانه ای نخواهد بود و نتیجه عکس خواهد داد .

اقدام دولت در  فیلتر کردن  جی میل نیز کار درستی نیست و مقابله صحیحی نیست و دردی را دوا نمی کند .

و در اخر باید از خود پرسید که چرا در این چند سال مرتبا از طرق مختلف به ارکان دین اسلام از قران گرفته تا پیامبر اسلام مرتبا توهین و بی حرمتی می شود و در این مورد فیلم و یا کتاب و یا کاریکاتور منتشر می شود و می بایست ریشه یابی و اسیب شناسی صورت گیرد که رفتار خشن ما مسلمانان خود چقدر در تحریک و تشویق غربیان برای این گونه توهین ها موثر است   .

باز امد بوی ماه مهر  و بوی مدرسه

یک سال دیگر را برای تدریس در آموزش و پرورش آغاز میکنم .

اموزش و پرورش از مهمترین ارکان توسعه و پیشرفت و سعادت یک ملت می باشد .

تمام مللی که در دنیا حرفی برای پیشرفت در تمام عرصه های علمی و تکنولوژی دارند ملتهایی هستند که به آموزش و پرورش کشور خود اهمیت شایسته  داده اند.

در کشور ما که هیچ چیزش برای مدتی کوتاه پایدار نیست و مثل اونگی مرتبا قوانین در حال نوسان است آموزش و پرورش نیز دائما در حال تغییر به سوی ناکجا اباد است و حاکمیت تا کنون نتوانسته است جایگاهی در خور شایسته ای برای اموزش و پرورش در نظر بگیرد .