بدون شرح :

بزرگواری : خرس نماد نفهمی است نه نماد کهگلیویه و بویر احمد...

یه مثل معروفی است که میگوید شله ماشکی از خود شکی .....

1370 دهدشت در کنار مادر بزرگ مهربان همانکه در ان روز بارانی مرا زندگی بخشید

بیار باده و اول به دست حافظ ده


به شرط انکه سخن زمجلس بدر نرود


کاش من هم قطعه سنگی بوده ام

زیر دست و تیشه پیکر تراش


رانندگی با چشمان بسته :


یه روزی که پشت فرمون ماشین بودم یه لحظه به ذهنم خطور کرد که با چشمان بسته می شود رانندگی کرد؟ .
چشمانم رو که بستم وحشت سراسر وجودم رو فرا گرفت بلافاصله چشمانم رو باز کردم و با خودم گفتم که ادم باید خیلی احمق باشد که با چشمان بسته بخواهد رانندگی کند .خصوصا اگر غیر از خودش ، کسان دیگری داخل ماشین باشند و بد تر اینکه او راننده یه ماشین عمومی باشه .
حال شما تصور کنید که مملکت داری و مدیریت یک جامعه بزرگ هم اگه شبیه رانندگی با چشمان بسته باشه چه بلایی به سر اون مملکت میاد .

موضوع مهمی به ذهنم خطور کرد که هنوز جوابی برایش نیافتم .
همه می دانیم که نظام حکومتی مبتنی بر رای مردم و به عبارت بهتر دمکراسی از دستاورد های جدید بشری است .
در زمانهای قبل شیوه های حکومتی نه بر اساس رای مردم ، که بر اساس قدرت و برش شمشیر بود .حاکمانی که بر راس هرم قدرت دست می یافتند فقط بر اساس قدرت بیشتر می توانستند رقیب خود را از میدان بدر کنند و خود حاکم شوند و اینها نیز دیر یا زود در همین چرخه قرار می گرفتند و به دست قدرت دیگری سرنگون می شدند .
اما در عصر جدید بشر به این نکته مهم پی برد که ان شیوه و روش متناسب با دنیای امروز نیست و با بالا رفتن سطح علمی و دخالت عقل و تجربه در حوزه های مختلف ، به سمت مشارکت هر چه بیشتر طبقات مختلف ملت در امر تصمیم گیری و به عبارت ساده تر پذیرش رای مردم در اداره کشور و تصویب قوانین در مهار قدرت فردی ، حرکت کرد و در این راه موفقیت های زیادی را در همه عرصه های اجتماعی و علمی و اقتصادی نصیب خود کرد .
در این میان ما مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ شیوه حکومتی تقریبا ثابتی را تجربه کرده ایم . این شیوه حکومتی از نظام خلیفه گری در اهل سنت تا نظام پادشاهی در کشور ایران به عنوان نماد شیعه در جهان ،تقریبا بر اساس یک قالب سیاسی عمل کرده اند و همواره انچه مهم بود رای و نظر حاکم بود که هم مال و جان مردم در دست او بود و هم اخرت انها را هدایت و دیکته می کرد .
حال پرسش اینجاست که رابطه ما مسلمانان با این شیوه حکومتی جدید یعنی دموکراسی چیست ؟ ایا ما می توانیم با ان سابقه دیرین حکومتی فردی تن به شیوه مردم سالاری دهیم و رای و ونظر مردم را در اداره حکومت به طور وافعی بپذیریم ؟
ایا بین ما شیعیان و اهل سنت ، کدامیک ظرفیت پذیرش دموکراسی را در درون خود و اموزه های دینی خود داریم ؟
آیا در تاریخ صدر اسلام مشابهتی بین شیوه حکومتی خلفا و یا انتخاب انها با شیوه جدید گردش قدرت در دموکراسی امروزی وجود دارد ؟
آیا ممکن است جهان امروز در اینده به این نتیجه برسد که شیوه مدیریت جامعه براساس دمکراسی غرب چندان کارساز نیست و شیوه مدیریتی رایج در کشور ما ایران را بپذیرد که حالت بسیار رقیق شده ای از دموکراسی است ؟

گاهی اوقات لازم است به جای تخریب ساختمان نیمه کاره به تعمیر ان پرداخت .چراکه ممکن است بودجه کافی و یا نقشه بهتری در دست نداشته باشیم .
در عالم سیاست و مسائل جامعه شناختی نیز همین اصل می تواند مصداق داشته باشد .