یک سال پیش در چنین روزی من بجای خنده گریستم

یک سال از تولد عزیزانم می گذرد .

من همه توانم را برای خوشبخت کردن شما بکار خواهم بست و از خداوند می خواهم در این راه مرا موفق نماید. و امیدوارم در زندگی  سربلند و با عزت باشید و نه تنها برای خود که برای عموم جامعه سودمند باشید .

و امروز شما یک ساله شده اید و با همه وجودم به شما می گویم :

امیر علی و فاطمه جان تولدتان مبارک

 

 

گردن کلفت وگردن باریک های سیاسی!!

ایت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه این هفته عرض کردند : کله گنده‌ها و شکست‌خورده‌های سیاسی امروز از انتخابات آزاد صحبت می‌کنند و یکی از آن‌ها که گردن کلفت‌تر از همه است از مدت‌ها قبل این موضوع را مطرح کرد و بقیه هم به دنبال آن این بحث را مطرح می‌کنند و در خارج هم منافقان، سلطنت‌طلب‌ها، آمریکا و اسرائیل‌‌ همان را می‌گویند.»

حال باید پرسید که این گردن کلفت کیست و ایا اگر کسی مادر زادی  از روز  اول گردنش کلفت بود و دیگری از روز اول تولدش گردنش باریک بود باید مورد شماتت قرار بگیرند ؟

گردن گردن کلفت مبارک صاحبش باشد و گردن گردن باریک هم مبارک صاحبش .

این که شخصی گردنش کلفت است حتما مربوط به ژن و کروموزمهای اوست و چرا من که گردنم باریک است باید به او حسادت داشته باشم و باید قبول کنم که این حق اوست که گردنش کلفت باشد و حتما وضع بابایش خوب بوده و خوب خورده تا گردنش کلفت شده و من که گردنم باریک است نباید از او گله مند باشم  من هم اگر مثل او وضعم خوب بود گردنم هم مثل او کلفت بود .

و چرا همه چیز را وارد سیاست می کنیم .فردا اگر بچه ای امد و گردنش بزرگ و کلفت بود خجالت می کشد از سیاست حرف بزند چرا که می ترسد فردا که بزرگ تر شد به او بگویند گردن کلفت تو چرا این حرف رو زدی ؟

باور کنید خوب نیست این حرفها .

اربعین تسلیت باد

اربعین سرور وسالار شهیدان و پرچمدار مبارزه با ظلم و خرافات  و بدعت بر همه ازادگان جهان تسیلت باد . 

به تحقیق عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران الهام گرفتن از قیام امام حسین و مکتب عاشورا بود  و این درس بزرگی است برای همه که می توان از یک حقیقت تاریخی به یک نتیجه عینی دیگری در

هر زمان و مکان دیگری  دست یافت  و  سرمشقی است  برای ازاد گان جهان  که باید  امید به پیروزی و ظفر داشت .

 

از سنگال تا تهران!

گویا عملکرد های نابهنگام و غیر منتظره  و جنجال برانگیز اقای احمدی نژاد همچنان ادامه دارد و تا پایان دوره ریاستش بر کرسی ریاست جمهوری ادامه خواهد داشت و در این مسیر پروای هیچ کس را نمی کند  و انچه برایش مهم است تصمیماتی است که در راستای باور هایش قرار دارد .

یک روز وزیر امور خارجه را در حال ماموریتش در سنگال بدون اگاهی وی از کار برکنار کرد (البته انگونه که من شنیدم ) و روز دیگر دیگران را و دیروز وزیر بهداشت و درمان و تنها وزیر زن بعد از انقلاب  را بعد از یک مصاحبه در باره ارز دارو و گران شدن ان بلافاصله از کار برکنار می کند .

راستی چرا رییس جمهور اینگونه رفتار می کند ؟

اگر صحبت های اقای احمدی نژاد را در این مدت چند ماهه در کنار یکدیگر قرار دهیم به نتایج خوبی از تفاهم و تعامل میان قوای سه گانه در کشور نمی رسیم و نشان می دهد که چه حرف ها و دعواهای سیاسی و گاهی شخصی بزرگی میان انها در جریان است که همه باعث هدر رفتن توان و پتانسیل کاری و اجرایی دستگاههای اجرایی کشور می شود . 

اقای احمدی نژاد نباید یادش برود روزی که رهبری انقلاب در دفاع از ایشان گفته بود : نظر بنده به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است . و ایشان باید این گفته رهبری را مد نظر قرار دهد و همچنین چند هفته پیش نیز رهبری گفته بودند :هرکس تا روز انتخابات اختلاف ایجاد کند خیانت کرده است . و این دو جمله را اگر کنار هم قرار دهیم بسیار معنا دار خواهد بود که رییس جمهور در این چند ماه باقی مانده به ریاستش قدری به گذشته برگردد و تاریخ حوادث سالهای ۶۰ را یک بار دیگر مرور کند .

و جا دارد که از رهبران منتقد یعنی اقایان مهندس میرحسین موسوی و ایت الله کروبی که این روزها در حبس قرار دارند یادی کنیم که علی رغم انتقادی که به ادامه اعتراض   خود به انها دارم ولی جای انها در این میان خالی است چرا که در این مدتی که انها در حبس هستند کار هایی صورت گرفت که حتی منتقدین به انها نیز از انها به نیکی یاد می کنند که بله دیدی راست می گفتند که .....

و گویا  به نوعی می خواهند  دوباره  انها را  به صحنه سیاست دعوت نمایند و در اینده هم خواهند گفت ما می خواستیم انها را از گزند دشمان انقلاب در امان نگه اریم و مجبور بودیم انها را در مکانی امن!! نگه داریم تا دشمنان متعرض انها نشوند و انها اصلا فتنه گر نبودند و خیلی حرفهای دیگر .... 

شاید و حتما روزهایی خواهد امد که اقای احمدی نژاد خاطرات خود را منتشر کند و دیگران نیز خاطرات خود را بر نقد عملکرد وی انتشار دهند و قضاوت را بر عهده ملت همیشه در صحنه ! قرار دهند که در این دوره هشت ساله چه گذشت و چه ناگفته هایی بود که من وتو و دیگران نمی دانستیم و یا اگر هم در حد شایعه می شنیدیم چقدر واقعیت داشت .تا انروز لحظه ها را پاس خواهیم داشت تا رنج نامه  های انها را ببینیم وبخوانیم .

 

به بهانه شب یلدا

دیروز اخرین روز پاییز بود .یه مثل معروف میگه : جوجه ها رو اخر پاییز میشمارن .

این مثل در مواقعی گفته میشه که یکی بخواهد کاری رو انجام بده که از دید عده ای دیگه انجام ان ناصواب است و او را از انجام ان برحذر می دارن.  وقتی طرف روی حرف خودش یکدندگی میکنه و گوشش به نصایح دیگران بدهکار نیست بهش میگن ما انچه شرط بلاغت ا ست با تو گفتیم ولی بدان که جوجه ها رو اخر پاییز میشمارن  .

حال بیاییم در مقیاس کلان ببینیم چه برماگذشت که خیر خواهان ما را از انجام ان برحذر میداشتند ولی با یک دندگی خود به روزی افتادیم که در اخرین پاییز به یاد این مثل معروف بیفتیم که دیدی راست بود  که  جوجه ها را اخر پاییز  میشمارن  و   چه خوب هم دیدیم که اکثر جوجه ها یمان بیمار شدند و در استانه تلف شدن قرار گرفتند.

و جالب اینکه انها که جوجه هایمان را به قربانگاه بردند هیچ احساس گناه نمی کنند  .