روزهای سختی بر قلب و ریه های ملت ما می گذرد .نه اینکه میخواهم سیاسی بگویم وسیاسی مطلب بنویسم .نه

گرد و غبار را می گویم که مانند غبار مرگ بر سر روروی ملت ما باریده می شود و صدای هیچ کسی بر نمی اید .چه کسی عوارض این گرد مرگ را نمی داند و از خطر ان  تهدید نمی شود . گرد و غباری که هر از چند گاهی بر فراز اسمان غم گرفته ما به پرواز در می اید و چند روزی میهمان ناخواسته قلب و ریه ها ی ما می شود و تمام فضای خانه ها و جان ما را پر می کند و بی انکه مسئولی از مسئولیت خود در این باره خم به ابرو بیاورد و یا ملت حرفی بزند و دمی بر بیاورد .

ایا در این باره کسی هست که پاسخ گو باشد ایا کسی هست که دلش برای این ملت بسوزد .ملتی که همیشه در صحنه می باشد و برای هر شعار سیاسی به خیابانها اورده می شوند تا انچه را که حاکمیت می خواهد بر زبان بیاورد و مرگ و نیستی را برای دیگران بخواهد و با مشت های گره کرده شعارهای تکراری را  تایید کند ولی برای این دردسر بزرگ و خیانت و خسارتی که هر روز و شب بر او وارد می شود از این ملت همیشه در صحنه صدایی بر نمی اید .

ایا ملت ما ملتی زنده است ؟ ایا اگر برای هر مناسبت سیاسی در راهپیمایی ها ی با شکوه ! به دعوت حاکمیت خیابانها را از تجمع های خود اذین می بندیم و انواع شعارها و نوشته ها را بر دوش خود حمل می کنیم می شود به این زنده بودن گفت و ایا هیچ برای خواسته ای بر خلاف میل و خواست مسئولان می توان اجازه داشت که به خیابانها امد و صدا در داد که ای کسانی که در راس قدرت نشسته اید مگر نمی بینید که ملت از یک تنفس ساده هم دریغ شده است و چرا در این باره فکری اساسی نمیکنید ؟

چه کسی برای عوارض و عواقب این فضای مسموم و الوده شهرهای ایران مسئول و پاسخگوست ؟ چه کسی فراد باید جوابگوی افزایش بیماریهای قلبی و تنفسی و کبدی و کلیوی ناشی از این هوای الوده باشد ؟

اگر انرژی هسته ای حق مسلم ماست و برای ان میلیاردها دلار هزینه کردیم و میکنیم  هنوز دز ابتدای راهیم و برای طرح های نظامی نیز دهها برابر هزینه کردیم و میکنیم  چرا نگوییم تنفس هوای پاک نیز حق مسلم ماست و بر مسئولین واجب است که در این باره بفکر ملتی باشند که همیشه برای اوامر خود بر دوش انها سوار می شوند .