پایانی تلخ برای چهل سال ریاست
چند وقت پیش هم مبارک از صندلی قدرت به زیر افکنده شد ولی عاقل تر از قذافی عمل کرد و در گوشه ای از کشورش در حال گذراندن چند روز باقیمانده عمر خویش است .
قبل از مبارک بی علی رهبر تونس هم فرار را بر قرار ترجیح داد و با کمترین هزینه برای خود و ملتش قدرت شیرین را رها کرد تا ملتش خود راه جدید را انتخاب کنند.
چند سال قبل از همه اینها صدام دیوانگی کرد و انقدر بر حماقت خود اصرار ورزید تا بلاخره بر بالای دار رفت و به زندگیش پایان دادند.
براستی چرا چنین سرنوشتی در انتظار حاکمان کشورهای اسلامی است که با زور می ایند و با زور همان ملتی که برای خوشبختیش شعار های بیشمار دادند به زیر افکنده می شوند ؟
بعد از چنگ دوم جهانی به این طرف انتقال قدرت در کشورهای اسلامی را با کشور های غربی مقایسه کنید کدام یک امدن و رفتن انها مسالمت امیز تر بود ؟ کدامیک برای امدن به کودتا و انقلاب و کشتار متوصل شدند و کدام به رای مردم امدند و به رای همان مردم در کمترین زمان از قدرت خداحافظی کردند ؟
چرا چنین است و چرا باز هم چنین خواهد بود ؟ و چرا درس عبرت نگرفتند و باز هم درس عبرت نخواهند گرفت ؟
هستند هنوز حاکمانی دیگر که در نوبتند تا سرنوشت تلخ صدام یا قذافی یا مبارک یا بن علی گریبانگیر انها شود : از مستبدین سعودی تا حاکم سوریه تا حاکم خونریز یمن و ال خلیفه و دیگران و دیگران همه و همه روزی را در تاریخ زندگی خود خواهد دید که با خفت و خواری هر چه تمام قدرت را به اراده ملت واگذار می کنند و البته هستند عده ای که گوششان به این حرفها بدهکار نیست و مرگ را برای همسایه می خواهند و با توهم هر چه تمام بر اسب قدرت بی لگام سوارند و چهار نعل می تازند وبر این تاختن خود می نازند.
و نکته اخر این است که رفتن دیکتاتور خوب است اما رفتن نهاد دیکتاتوری برای همیشه خوبتر است .چه بسا با رفتن بن علی و مبارک و قذافی و در اینده دیگر دیکتاتور ها کسانی جای انها را بگیرند که باز هم نهاد دیکتاتوری را در لباسی جدید و شعاری به رنگ دمکراسی از نو به تن ملت خود نمایند و....
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .