بلاخره صدای همه درومد .از بس که تعربفش میدادند خودش هم داشت باور میکرد که از همه بهتره و بهتر از خودش کسی نیست که بیاد درد و مشکلات اینجا و اونجا و این جهان و اون جهان رو برطرف کنه و همه رو یه راست وارد مدینه فاضله بکنه.

جالب اینه که دوستان و سینه چاکان او هم لب به تند گویی و انتقاد و بد و بیرا گفتن باز کردند .کافیه سری به وبلاگهای  سینه چاک بزنید و ببینید چه مقالاتی رو از سر ناچاری و به نام های مختلف و بهانه های مختلف در این باره نوشته اند و خود را به نوعی در این اشفته بازار   دلسوز انقلاب و ولایت و نظام معرفی نمودند و غافل از اینکه تا چند روز قبل به صد زبان و کلام از او دفاع و حمایت و جانبداری  همه جانبه می کردند.

چرا چنین است ؟

۱-  چرا هر کس در این ۳۲ سال انقلاب اسلامی تا به پایان دوره مدیریتش می رسد و یا اینکه حرف های او و برنامه های او کمی با آن خط کش و میزان انها فاصله و اختلاف دارد بلافاصله زیر همه چیز می زنند و او را از عرش بر دره سقوط می افکنند ؟ چرا در کشور ما اینجور با مدیران و سیاستمداران و نخبگان برخورد می شود و  تا باز دنبال کسی دیگر و سیاستمداری دیگر و قهرمانی دیگر  گشت که شاید او معجزه کند و گره از کار ناگشوده این ملک و دیار باز کند . 

۲- این روزها بازار مسئله اختلاس چند هزار ملیارد !! تومانی بانکهای کشور بسیار داغ است و نقل هر محفل و انجمن شده است و دولتی که  خود را پاک ترین دولت تاریخ ایران معرفی کرده است به اتهام این اختلاس مورد هجوم انواع تیر های زهرالود بحق و یا ناحق شده است .

۳- براستی جای سوال است که چه شده که ان همه  تمجید و تعریف از یک طرف و این همه حمله و تهمت و بد گفتن در زمانی اندک متوجه یک دولت می شود و هیچ ملاک و مدرکی درست و قانع کننده هم برای شفاف سازی و رفع ابهام منتشر نمی شود تا افکار عمومی حق را از ناحق تمیز و تشخیص دهند .

۴- انتخاباتی صورت گرفت و عده ای معترض به نتیجه ان شده اند و به دنبال ان موجی از تهمت و افترا متوجه کسانی شد که خود از بانیان و معماران اصلی این انقلاب بودند و انها را تحت عنوان فتنه گر از میدان سیاست و افکار عمومی به گوشه خانه های خود رانده اند و هیچ دادگاهی عمومی هم برای اثبات جرم انها برگذار نشد و همواره بر علیه انها بانگ فتنه گر و منافق و .. بلند می شود .

۵- مدتی است که برچسب جدیدی تحت عنوان گروه منحرف بر کسانی زده می شود که در بدنه اصلی دولت دارای مسئولیت های اجرایی و راهبردی هستند .این برچسب هم هر روز ابعاد تازه ای پیدا می کند و مطبوعات پر شده است از انگ زدن به این افراد و حامیان انها .و جالب این است که این گروه نیز مانند گروه اول یعنی فتنه گران!! هنوز در هیچ دادگاهی جرم انها ثابت نشده و افکار عمومی را از جرم انها قانع نکرده اند .

چرا و باز هم باید گفت چرا چنین است .

هر روز به نامی عده ای را بد نام کردن چه سودی برای این نظام و مملکت دارد و چه اثر تربیتی و سیاسی برای نسلی که در حال شکل گرفتن و رشد کردن هست به دنبال دارد ؟ نسل نوپایی که در کنار پدر و مادر و دوستان و محافل کوچک و بزرگ در حال زشد و نمو می باشد و این ماجرا ها را هر روز می شنود  چه احساسی در باره اینده سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خود دارد ؟

به نظر می رسد علت همه این نابسامانی های سیاسی و تهمت زدن ها و ریزش ها و سیاه نمایی ها و بد بینی ها همه در این است که قانون را ابزاری برای رسیدن به قدرت نه برای احقاق حق  میدانیم  و اینکه ما حقیقت را از مردم مخفی می کنیم و با هر مسئله در زمان خودش به درستی و شفاف برخورد نمی کنیم  و اهل اعتراف به اشتباه خود نیستیم و خود خواهی ها و قائم به شخص بودن ها و نه قائم به حق بودن ما را به این بحران های تمام ناشدنی کشانده است .