به راستی اگه قرار باشه همه ما روزی تست روانی بشیم چندتای ما از سلامت روانی برخورداریم؟
تو این مدت که یه پیکان موزه رفته رو خریدم و به قولی روننده شدیم ! هروقت تو خیابون حرکت می کنم واقعا احساسم بر اینه که خیلی مشکل داریم .
شما حرکت عابرین پیاده رو تو وسط خیابونها زیاد دیده اید و حتما خودتون و یا خودمون یکی از این عابران بوده ایم . واقعا چقدر به این رفتار سر به هوای خود فکر کرده ایم . تازه وقتی می خوای از بغل اونها رد بشی با طلب کاری هرچه تمام چه حرفهای اونچنانی که بر زبان نمی بافند و یا ما راننده ها!! هم گاهی با صدای گوش خراش بوق - بیق سابق - از بغل اونها هم رد می شویم.
و اگه رفتار موتور سواران را که هر روز و شب خواب و استراحت را از خانواده ها می گیرند و کم و بیش هم راهی بیمارستان می شوند به حساب آوریم دیگه فکر نکنم نمره قبولی بهداشت روانی برای کسی بنویسیم.
شما بچه های ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانی و افراد مسن و همه و همه را که نگاه کنی نوعی نترسی و بی باکی را در انها می بینی که با آغوش باز به استقبال مرگ و خطر می روند و بدون هیچگونه احترام برای قانون و جان خود و دیگری چشم بسته گام برمی دارند.
این نترسی وقتی از حد مجاز فراتر رود تبدیل به ناهنجاری اجتماعع می شود و نشان از نوعی قانون شکنی و عدم بی حرمتی به جامعه و نفس انسان است .
آیا برای کنترل این بخش و یا دیگر بخشهای قانون گریزی ما چه باید کرد ؟ آیا مشکل ما در ضعف قوانین است و یا ضعف در اجرای قوانین ؟ و یا اینکه مشکل در جای دیگر است؟
به نظر می رسد که مشکل در ضعف قوانین و یا عدم اجرای درست قوانین در جای خود اهمیت دارد و قابل بحث می باشد ولی مشکل اساسی تر ما ضعف در اخلاق اجتمایی است . ما ضعف اخلاقی داریم که اینگونه بی باکانه حریم های اجتمایی را با سرعت غیرمجاز می شکنیم و از چراغ قرمزهای جامعه عبور می کنیم.
شما فکر می کنید اگر ما به اخلاق اجتمایی پایبند بودیم چه نیازی به این همه دست اندازهای بزرگ در مسیر عبور و مرور جاده ها و خیابانها ست؟ و مطمئن باشیم که اگر جامعه اخلاقی نداشته باشیم برای کنترل ما دست اندازهای چند متری هم ما را به قانون مقید نخواهد کرد.
شما عزیز با اخلاق در این مورد چه نظر و پیشنهادی داری؟