سلام بر باران و روز بارانی

بلاخره بعد از مدتهای زیاد در سال جدید و آنهم هفته پایانی فروردین ماه ۸۷ بارانی در حد تر کردن لبهای خشکیده علفها ی پژمرده و گندمزارهای قد شکسته و نم اشک کشاورزان به التماس نشسته از آسمان رحمت بر زمین بلاخیز ما فرو ریخت.

آن روزهای کودکی در سالهای۵۴  - ۵۵ که هفت هشت ساله بودم در موقعی که یکی دوهفته بارون نمی زد هم سن و ستلهای و حتی بزرگتر ها نمایش یلا یلا بارونی را درروستای خود برگذار می کردیم و الحق هم کریم بنده نواز جواب را یکی دو روز بعد با بارش باران رحمت به ما می داد هرچند که یکی دوتا از ما در نیمه شب به درون آب سردی که در پایین خونه ما بود پرتاب می شدیم .یادش به خیر !!!!