هرفکر و اندیشه ای برای اینکه از ورای زمان و مکان  بگذرد و خود را در میان شهاب سنگهای دیگر اندیشه ها در امان نگه دارد باید به طور مدام در حرکت و زایش باشد .

مکتب شیعه از دو موتور قوی و جلو برنده برای این امر مهم برخوردار است :

 یکی حادثه عاشورا ودیگری قیام مهدی (ع) در آخر الزمان.

اولی شیعه را به گذشته برمی گرداند و اورا برای قیام بر ضد هر امر مخالف با اندیشه خود به حرکت وا می دارد که نباید در برابر آن سکوت اختیار کرد و دومی او را به جلو فرا می خواند و این امید را در آنها شعله ور می کند که هیچ احساس پوچی و شکست را در روزمره دنیا نباید به خود راه داد چراکه سرانجام کسی خواهد امد و حق را به انها واگذار خواهد کرد .

و به راستی می توان این دو اندیشه را به مشابه دو بال برای مکتب شیعه دانست که می خواهد به خیالی آسوده  از منزل خطر پرواز نماید و با خیالی آسوده تر بر منزل ظفر فرود آید. 

ولی چیزی که برای من کمی نگران کننده است این است که هردو را طوری به نمایش  گذاشته و می گذارند که از انها  بیشتر بوی خون به مشام جهانیان رسانده شود .

 در حالی که اگر به انها بیشتر رنگ و روی فرهنگی و فکری داده شود بیشتر و بهتر می تواند مسیر خود را در میان تمامی ملل و فرهنگ ها باز نماید و گره از کار وامانده بشریت وا نماید .