کسی هست؟
کسی هست آیا که باور کند:
چه در سینه دارم که در حال جوشیدن است؟
کسی هست آیا برد درد من را به کوی طبیبان درد آشنا ؟
به خورشید گفتم مر این درد را :
همه خشمگین گشت و آتش گرفت.
چو با ماه گفتم من این راز را :
به ظلمانی شب فرو رفت و غرق شد
به دریا چه گفتم :
همه موج و طوفان شد و سیل خون
چه حرفم به کوهی رسید :
ُشد آتشفشان و به آتش دل خویش رابردرید .
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 10:48 توسط سید بلال موسوی
|
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .