بی نشان
سال طوفان سال برف
سال سرما و تگرگ
تک درختی در بیابان زیر بارانهای سخت
برگهایش زیر پایش فرش فرش
شاخه ها عریان شد از شلاق باران وتگرگ
مثل محکومی که بر بالای دار
لخت ومادر زاد تنها مانده است
سالها رفت وبابان شهر شد
تک درخت ما میان شهر تنها مانده است
شاخه هایش همچنان بی برگ و بار
سوزش سرما تنش را سخت می ازارد ولی
ریشه هایش محکم و با استوار
خاک را چون عشق می گیرد به دست.17/4/86
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 21:2 توسط سید بلال موسوی
|
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .