مدتی است بوی مرده می دهم

کفن برای رخت من به انتظار قد کشیده است

 

صدای مردگان دشت در دلم ترانه ای شنیدنی است

 

به هر که می رسم زمن فرار می کند :

 

که آی مرده را ببین که در میان زندگان چگونه راه می رود؟

 

و من چه بی خیال از تمام حرفهای مرده های این دیار به راه خود ادامه می دهم  .