نبرد عشق و نفرت
روزگاری چشمه بودم
عشق در من می خروشید
سالها بگذشت و صد افسوس و درد
چشمه خشکید
نهرها خشکید و جانم شد کویر
برگ ها از شاخه ها افتاد
شاخه ها عریان شدند
در نبرد عشق و نفرت
عشق مظلومانه مرد .... مرداد 93
عشق در من می خروشید
سالها بگذشت و صد افسوس و درد
چشمه خشکید
نهرها خشکید و جانم شد کویر
برگ ها از شاخه ها افتاد
شاخه ها عریان شدند
در نبرد عشق و نفرت
عشق مظلومانه مرد .... مرداد 93
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 21:41 توسط سید بلال موسوی
|
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .