روزی خواهیم مرد
و ان روز دیر نخواهد بود
و قبل از مردن شاید پیر شده باشیم
و گوشت تنمان را لاشخور ها هم مز مزه نمی کنند.
ان روز دلمان برای اسمان آبی تنگ خواهد شد
و لک لک ها از بالای سر به ما سلام می کنند
بی انکه جوابی از ما بشنوند
این کره خاکی گشت و گشت و گشت تا نوبت به ما رسید
و در ان دم ارزو می کنیم که کاش باز هم می گشت