حافظي کو تا بيايد رازها افشا کند .......
سفره دل را گشايد زخمها درمان کند .............
رستمی کو تا بیاید خان ما از هشت رفت .....
آرشی دیگر بباید کار ما سامان کند............
شد طبیب شهر ما مایوس از درمان درد ....
گو بیاید بوعلی تا درد را درمان کند .........
پير طوس از شرق ايد مولوي از قونيه......
سعدي از شيراز ايد تا لبي خندان کند...........
روز و شب دارم اميد و چشمها در انتظار ....
تا مسيحي ديگر آيد درد را درمان کند .........
روزی که برای دور دوم ریاست جمهوری اقای محمد خاتمی این شعر را سرودم ...سال 80 یادش بخیر چه شور و حالی داشتیم و چه امیدی برای رشدو تعالی داشتیم و چه شوقی برای مطالعه داشتیم و فضای شهر و دیارمان از امید و شوق و حرکت موج می زد و در هر کوی برزن نهال فرهنگ و علم و پیشرفت در حال جوانه زدن بود ولی صد حیف که نه باغبان خوبی برای پاسداری از این باغ جوان بود و نه گرگ ها و شغالها و کفتار ها مجالی برای بار ور شدن باغ داده بودند .و شد اینکه در هشت سال بعد همه دیدیم و شنیدیم و نا شنیده ها و نادیده ها ناخونده های بسیاری نیز هست که شاید و شاید نوبت خواندن و دیدن انها به عمر ما نرسد.
سفره دل را گشايد زخمها درمان کند .............
رستمی کو تا بیاید خان ما از هشت رفت .....
آرشی دیگر بباید کار ما سامان کند............
شد طبیب شهر ما مایوس از درمان درد ....
گو بیاید بوعلی تا درد را درمان کند .........
پير طوس از شرق ايد مولوي از قونيه......
سعدي از شيراز ايد تا لبي خندان کند...........
روز و شب دارم اميد و چشمها در انتظار ....
تا مسيحي ديگر آيد درد را درمان کند .........
روزی که برای دور دوم ریاست جمهوری اقای محمد خاتمی این شعر را سرودم ...سال 80 یادش بخیر چه شور و حالی داشتیم و چه امیدی برای رشدو تعالی داشتیم و چه شوقی برای مطالعه داشتیم و فضای شهر و دیارمان از امید و شوق و حرکت موج می زد و در هر کوی برزن نهال فرهنگ و علم و پیشرفت در حال جوانه زدن بود ولی صد حیف که نه باغبان خوبی برای پاسداری از این باغ جوان بود و نه گرگ ها و شغالها و کفتار ها مجالی برای بار ور شدن باغ داده بودند .و شد اینکه در هشت سال بعد همه دیدیم و شنیدیم و نا شنیده ها و نادیده ها ناخونده های بسیاری نیز هست که شاید و شاید نوبت خواندن و دیدن انها به عمر ما نرسد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 12:26 توسط سید بلال موسوی
|
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .