تقلب در همه امور باعث پیشرفت شده است ...
1- دخترانی که خود را با حجاب و مقید به رعایت موازین دینی در دبیرستان و دانشگاه و خیابان می کنند نیز پس از مدتی که می بینند کسی برای ازدواج سراغ انها را نمی گیرد و می بینند دوستان دیگر انها که بی حجاب تر و لاقید تر در خیابان و مکانهای دیگر ظاهر می شدند ، بهتر توانسته اند مخ پول دارها و تحصیل کرده های شاغل را بزنند و زود تر ازدواج کنند ، بعد از مدتی همان دختر های محجه نیز سراغ رفتار های مشابه دوستان سابق خود می افتند و کاری می کنند که شاید گره از بخت انها باز شود . واگر روزی انها را با چهره بسیار متفاوت ببینی و به انها بگویی فلانی شما هم ؟؟ در جواب ، مشابه همان جواب دانش اموز متقلب را خواهی شنید .
2- خیلی از کاسب کارها هم هستند که با رعایت موازین شرعی و حساب و کتاب مالی و خمس و ذکات و حلال و حرام معامله می کنند و لی هرچه زمان می گذرد چندان توفیقی در درامد بالا کسب نمی کنند و هر از چند گاهی اخباری می شنوند و یا افرادی را می بینند که یک شبه و یک ساله میلیاردر شدند و سر از دبی و امارات و ... دراورده اند .این کاسب کار های متشرع نیز کم کم می روند سراغ تقلب در معامله و کم فروشی و خیلی چیزه ای دیگر و می خواهند این عقب ماندگی خود را به نوعی جبران نمایند .چرا که وقتی می شنوند که یک چرم فروش بعد از مدتی کوتاه حساب و کتاب مالی او از صد ها ملییارد بالاتر رفته است ، انها هم راه و روش خود را به همان سمت و سو تغییر می دهند .و اگر روز ی از وی سوال کنی فلانی شما هم ؟؟ و چرا در معامله ات این جور رفتار می کنی همان جوابی را که دختر از بخت وامانده به شما داده است خواهی شنید .
3- خیلی از کارمندان و معلمان و مدیران را نیز می بینی که در ابتدا زود سر کار می امدند و دیر می رفتند و از جان ومال خود برای پیشرفت امور اداره و رفع مشکلات مردم، مایه می گذاشتند و هیچ توقعی هم برای کسب اضافه کاری و چشم داشتی از رانت های مالی و ارتقاء شغلی خود نداشتند و همه کار ها را برای رضای خدا و رضایت مردم انجام می دادند ولی کم کم می دیدند این شیوه کار چندان برای انها و خانواده انها اب و نان نمی شود و دوستان همکار خود را می دیدند که با کم کاری بیشتر به نان و نوای بیشتر و وام های بیشتر و ارتقاء شغلی بالاتر رسیده اند .
این دسته کارمند نیز کم کم به همان راهی می روند که دوستان متقلب خویش رفته اند و اگر روزی انها را با رفتار کاری متفاوت ببینی و از انها سوال کنی فلانی شما هم ؟؟ و او در جواب شما همان خواهد گفت که کاسب کار پشیمان شده از حلال و حرام گفته بود .
4-رزمنده های دفاع مقدس را نیز به یاد بیاوریم که در ان دوران اکثریت مطلق انها بدون هیچ چشم داشت مالی و دنیوی به میدان اتش و دود رفته بودند و فقط برای دفاع از وطن و رسیدن به دروازه بهشت قدم به ان مسیر پر خطر گام نهاده بودند . تا مدت های زیادی بودند کسان زیادی از همین زرمنده ها که کاری به ترکش های درون بدن خود نداشتند و پرونده های بیمارستانی مجروح شدن را به فراموشی سپرده بودند و با اینکه از درد و رنج مجروح شدن و شیمیایی شدن خود در عذاب بودند ولی شرمشان می شد که سراغ بنیاد جانبازان و پایگاههای مقاومت را برای کسب درصدی جانبازی و گروه و حقوق بالاتر ، بگیرند .
ولی همین دوستان مدتی بعد وقتی نارزمنده هایی را می بینند که روی جبهه و جنگ و ترکش خمپاره و بمب شیمیایی را ندیده بودند و صاحب 25 درصد و یا کمتر و بیشتر جانبازی شده اند ، با خود و وجدان خود کلنجار رفته اند که چرا من نروم و حقم را بگیرم .او نیز انچنان در این مسابقه گرفتن درصد و مزد رزمنده و جانبازی خود با دوستان و نادوستان خود به رقابت پرداخته است که از انها هم متقلب تر و شیاد تر شده است .
و اگر او را ببینی که با پرونده ای که هر روز برای گرفتن درصدی تازه از بنیاد با این و ان به چانه زنی مشغول است و از او سوال کنی : فلانی شما هم ؟؟ و او در پاسخ به شما همان پاسخ کارمند بی ادعای سابق را خواهد داد که قبلا شنیده بودیم .
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .