از سال 59 با کتابهای دکتر شریعتی اشنا شدم و انها را مطالعه می کردم و بهترین تسکین برای عطش دینی و سیاسیم بود . هیچ کس نیست که نقش بارز و اساسی اندیشه دکتر شریعتی را در پیبرد پیروزی انقلاب ایران انکار کند و او بود که بیشتر جوانان و دانشجویان و طلبه های روشنفکر را به صحنه مبارزه اورد .

ولی سالها گذشت و اندیشه و کتابهای دکتر شریعتی دست مایه کسانی در راس  حاکمیت  شد که دین را در حد و اندازه یک ساندویچ ایدئولوژی تقلیل دادند و از دین فقط چماق و تکفیر و مرگ به جامعه تحویل دادند .

اندیشه دکتر برای ملتی که بخواهد انقلاب کند و از دین ایدئولوژی بسازد بسیار مناسب است ولی برای جامعه امروز ما چندان کار ساز نیست مگر اینکه بخواهیم به اشتباه طرحی نو در اندازیم .