اقای مصباح گفته بود که بینی و بین الله بغیر از اقای لنکرانی فرد دیگری به درد این کار (ریاست جمهوری ) نمی خورد .

و حال با کنار رفتن ایشان از کاندیداتوری و امدن اقای جلیلی اقای مصباح چگونه  می خواهد جبهه پایداری را دوباره حول جلیلی جمع نماید و بینی و بین الله خود را از یاد ببرد .

این چه پدر معنوی است که یک بار در انتخاب احمدی نژاد راه خطا رفت و این بار در هماهنگ کردن یاران خود برای اقای لنکرانی با مشکل مواجه می شود ؟

وی همچنین گفته بود: کاندیدای اصلح جبهه پایداری، باقری لنکرانی است و آنان تنها در یک صورت مجازند‌ به کاندیدای غیر اصلح رأی بدهند که این نگرانی ‌باشد که کاندیدایی افسد یا فاسد به قدرت برسد.

حال باید از ایشان پرسید مگر بقیه کاندیدا ها فاسدند که اینگونه دوستان خود را نصیحت می فرمایند .

نتیجه اینکه اخلاق تنها توصیه و سفارش نیست، بلکه تعهد به حفظ انقلاب و کشور هم بخشی از رویکرد اخلاق محور در سیاست است. آیت‌الله مصباح و افرادی که اکنون از آنان به عنوان جبهه پایداری نام می‌برند نیز در دوره‌های پیش، باز هم کاندیدای اصلح یا صالح معرفی کردند. اما  پس از به قدرت رسیدن کاندیدایشان، آنقدر بر وی تاختند و حرف‌ها برای وی درآوردند و از او تبرئه جستند که انگار نه انگار او همان کاندیدای اصلح آنان بوده؛ کسانی که هیچ گاه ‌برای معرفی کسی که گمان می‌کردند، اصلح است و بعد از او پشیمان شدند، حتی یک عذر‌خواهی ساده از مردم نکردند.

این بار هم آنان چشم به همراهی مردم با فردی دارند که آنان اصلحش می‌دانند؛ اما چه تضمینی هست که باز‌ هم اشتباه نکنند؟ با وجود این تناقضات در همین آ‌‌غاز راه، ‌‌چه تضمینی است که آنان در نیمه کار از اصلح و صالح خود پشیمان نشوند؟ اصولا پشیمانی آنان، چه هزینه‌هایی برای کشور ‌خواهد داشت