پاسخی به مدیر وبلاگ http://modafe-velayat.blogfa.com/
اقای موسوی :
من در اولین مطلبی که برایتان فرستاده بودم بعد از تلاش برای پیدا کردن مشتری برای کتابهایتان جمله ای کوتاه مبنی برا اینکه (چرا اینهمه به یاران قدیمی امام که با شما و همفکرانتان اختلاف سیاسی دارند اینهمه تهمت و افترا می زنید و از این مطالب نفعی به ولایت و دیانت نمی رسد ) نوشتم و شما در پاسخ انها را دشمنان قسم خورده ملت مسلمان ایران و از نیرو های پیاده نظام صهیونیسم و امپریالیسم خوانده اید که هدف انها نابودی حکومت اسلامی می باشد .و در ادامه از در دلسوزی بر امده اید و مرا به خاطر سیادت از نوشتن این کلمات بر حذر داشته اید که چرا این افراد را یار ولایت خوانده ام و با ورود به حوزه فتوا مرا به دشمنی با خدا و قران و ولایت متهم کرده ای !!!!
راستی چرا اینچنین بر اشفته شدی ای وکیل برجسته ؟!
بعد از این نوشته شما هرچه خواستم بصورت کامنت پیام برات بنویسم میسر نشد و برایت مطلبی نوشتم که سزاوار این همه تند گویی و خارج شدن از جاده انصاف و ادب نبود .
من برایت نوشته بودم که شما معیارتان چیست که این همه تهمت می زنید و برای خودم هم دلیل داشتم و ان هم دفاع غیر منطقی از ( ؟ )در طی ۵ سال بود . حالا که طشت رسواییش از بام افتاد معلوم شد که نظر چه کسی به نظر این رمال و فریب خورده رمالی و جن گیری مشایی و یعقوبی و ... نزدیک تر است و ان همه فریاد دلسوزان و یانیان انقلاب را نادیده گرفتند و از سر لج بازی و ندانم کاری و افتادن در دام خود بینی و خود برتر بینی این همه دین گریزی و دین ستیزی را برای ملت ایران به ارمغان اورده است .
اقای موسوی !
شما برای جامعه اسلامی ایران متاسف هستی که من معلم ان هستم و ان هم به خاطر اینکه انتقادی کردم و مرا به تفکرات فرسوده و پوشالی متهم می کنی که چرا من و امثال من به فرزندان کهگیلویه درس می دهم .!!!!!!!
من افتخار میکنم که مسلمان هستم و ولایت رسول الله و علی ابن ابی طالب و فرزندان معصومش را برای خود برگزیده ام . و انجام فرایض مذهبی را بر خود واجب می دانم و خود را با نوشتن کلمات فریب نمی دهم و گذشته کاریم روشن و هیچگاه خود را نیالوده ام و از اسم و رسم دیگران استفاده نمی کنم .
من هیچگاه ارزوی تخریب ایران و انقلاب اسلامی را ندارم و نخواهم داشت و چرا بی دلیل و مرا متهم به این مسئله میکنی ؟ ایا همه کارهای وکالت شما و قضاوت های قضایی شما اینگونه است ؟
من به این نظام افتخار میکنم و اگر انتقادی هم هست به تفکراتی است که اینگونه تند بر اسب تکفیر سوار می شوند و لگام ادب و انصاف را از دهان عقل بر می دارند و از روی احساس و برای دلخوشی اینگونه مینویسند .
اقای موسوی !
من که هنوز جواب شما را نداه بودم که در پیام دیروزتان نوشته بودید من ظرفیت شنیدن انتقاد و شنیدن حقیقت را ندارم ! چرا چنین نوشتی ؟
خداوند به همه ما انصاف دهد و ما را به راه راست هدایت کند .
از اینکه برای بار دوم مرا امر به دست برداشتن از این نوشتن ها فرموده ای متشکرم ولی باید گفت که :
واعظان که این جمله در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند ان کار دیگر میکنند
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .