سلام اقای موسوی خسته نباشید .مطالب شما دریافت شد و مایه بسی خوشحالی گردید که وکیلی با حوصله و با تجربه و پخته و ولایت مدار  مرا از عواقب نوشتن یک مطلب ساده بر حذر داشته است .

اقای موسوی :

من در اولین مطلبی که برایتان فرستاده بودم بعد از تلاش برای پیدا کردن مشتری برای کتابهایتان  جمله ای کوتاه مبنی برا اینکه (چرا اینهمه به یاران قدیمی امام که با شما و همفکرانتان اختلاف سیاسی دارند اینهمه تهمت و افترا می زنید و از این مطالب نفعی به ولایت و دیانت نمی رسد ) نوشتم و شما در پاسخ انها را دشمنان قسم خورده ملت مسلمان ایران و از نیرو های پیاده نظام صهیونیسم و امپریالیسم خوانده اید که هدف انها نابودی حکومت اسلامی می باشد .و در ادامه از در دلسوزی بر امده اید و مرا به خاطر سیادت از نوشتن این کلمات بر حذر داشته اید که چرا این افراد را یار ولایت خوانده ام و با ورود به حوزه فتوا مرا به دشمنی با خدا و قران و ولایت متهم کرده ای !!!!

راستی چرا اینچنین بر اشفته شدی ای وکیل برجسته ؟!

بعد از این نوشته شما هرچه خواستم بصورت کامنت پیام برات بنویسم میسر نشد و برایت مطلبی نوشتم که سزاوار این همه تند گویی و خارج شدن از جاده انصاف و ادب نبود .

من برایت نوشته بودم که شما معیارتان چیست که این همه تهمت می زنید و برای خودم هم دلیل داشتم و ان هم دفاع غیر منطقی از (   ؟     )در طی  ۵ سال بود . حالا که طشت رسواییش از بام افتاد معلوم شد که نظر چه کسی به نظر این رمال و فریب خورده رمالی و جن گیری مشایی  و یعقوبی و ... نزدیک تر است و ان همه فریاد دلسوزان و یانیان انقلاب را نادیده گرفتند و از سر لج بازی و ندانم کاری و افتادن در دام خود بینی و خود برتر بینی این همه دین گریزی و دین ستیزی را برای ملت ایران به ارمغان اورده است .

اقای موسوی !

شما برای جامعه اسلامی ایران متاسف هستی که من معلم ان هستم و ان هم به خاطر اینکه انتقادی کردم و مرا به تفکرات فرسوده و پوشالی متهم می کنی که چرا من و امثال من به فرزندان کهگیلویه درس می دهم .!!!!!!!

 من افتخار میکنم که مسلمان هستم و ولایت رسول الله و علی ابن ابی طالب و فرزندان معصومش را برای خود برگزیده ام . و انجام فرایض مذهبی را بر خود واجب می دانم و خود را با نوشتن کلمات فریب نمی دهم و گذشته کاریم روشن و هیچگاه خود را نیالوده ام و از اسم و رسم دیگران استفاده نمی کنم .

من هیچگاه ارزوی تخریب ایران و انقلاب اسلامی را ندارم و نخواهم داشت و چرا بی دلیل و مرا متهم به این مسئله میکنی ؟ ایا همه کارهای وکالت شما و قضاوت های قضایی شما اینگونه است ؟

من به این نظام افتخار میکنم و اگر انتقادی هم هست به تفکراتی است که اینگونه تند بر اسب تکفیر سوار می شوند و لگام ادب و انصاف را از دهان عقل بر می دارند و از روی احساس و برای دلخوشی اینگونه مینویسند .

اقای موسوی !

من که هنوز جواب شما را نداه بودم که در پیام دیروزتان  نوشته بودید من ظرفیت شنیدن انتقاد و شنیدن حقیقت را ندارم ! چرا چنین نوشتی ؟

خداوند به همه ما انصاف دهد و ما را به راه راست هدایت کند .

از اینکه برای بار دوم مرا  امر به دست برداشتن از این نوشتن ها فرموده ای متشکرم ولی باید گفت که :

واعظان که این جمله در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند ان کار دیگر میکنند