در تمام این ۱۵ سال او به در و رنج و بیماری لبخند می زد و زبان گلایه از معبود را نداشت و فرشته وار بر زمین خاکی زندگی کرد.

خدا می داند که در این ایام ۱۵ سال بر او چه گذشت و چه دردهایی را که تحمل نکرد

او شروع فصل نوینی از زندگی من بود و اینک بر تخت بیمارستان در تنهایی با خدای خود سخن می گوید .

ماه من اینک به محاق رفته است و به دعای خیر شما نیاز مند است .