عاشورا همیشه معادل ازادگی است .هرگاه از حسین و عاشورا نامی و سخنی به میان می اید در نظر عوام اشک و مصیبت و در نظر آگاهان و عالمان و روشنفکران آزادی و ازادگی به ذهن جلوه گر میشود .

البته گریه و مصیبت نیز هست از این نظر که در انجا آزادی و آزادمنشی را به مسلخ بردند و بر تاریخ اسلام آن کردند که تا قرنها پس لرزه های آن دیوارهای اندیشه ها را به لرزه و تخریب وامیدارد.

جالب است که در شب آخر حسین بیعت خود را از یارانش برداشت و به آنها اختیار داد که میتوانید از این صحنه مرگ بروید و بدون اینکه برای آنها اجباری تراشیده باشد .با اینکه او امام بود ولی بازهم اختیار و ازادی را در آن شرایط خطرناک به اوج خود رساند .