مشروطیت دعوای سنت و مدرنیسم
امروز سالگرد صدور فرمان مشروطيت در سال ۱۲۸۵ و آغاز دوره اي نوين در تاريخ كشور ايران بود .اما دو صد حيف كه زحمات گرانقدر رادمردان بزرگ اين مرز و بوم به ثمر ننشست و نهال آن با سيل بنيان كن استبداد و خرافات خشك و بي رمق گرديد.
آن روز واقعا مفهوم مشروطيت به معناي واقعي براي خيلي ها از تهران تا تبريز و اصفهان و ساير مردم كشور ايران ناشناخته بود و چون تاريخ اين كشور سراسر با بي قانوني و استبداد خو گرفته بود درك درستي نيز از قانون اساسي نداشتندو فقط عده اي اندك از روشنفكران - روحاني و غير روحاني – معناي ان را مي دانستند.
عده اي كه دين را براي حفظ موقعيت خود مي خواستند از مشروطيت چيزي را به مردم عامي منتقل مي كردند كه گويا مشروطيت براي از بين بردن دين آمده است مثلا در جريان مخالفت با مشروطيت عده اي شعار مي دادند كه :
ما دين نبي خواهيم مشروطه نمي خواهيم
اين وضعيت در سالهاي اخير نيز در كشور ما اتفاق افتاد . موقعي كه در دوران اصلاحات ؛ صحبت از جامعه مدني و قانون گرايي و ازادي به ميان مي آمد عده اي اين مفاهيم را در مقابل دين داري مردم قرار مي دادند و عده اي كفن پوش هم ناآگاهانه پاي به خيابانها مي گذاشتند و ...
114 سال بعد از آن روز تاريخي ما در شرايطي بسر مي بريم كه هيچ نمادي عيني و عملي از آن شعارها و اهداف انقلاب مشروطيت را نمي بينيم و آنچه كه به عين مشاهده مي شود مشروعه اي است كه شيخ فضل الله نوري به خاطر آن بر سر دار رفت ولي مشروطه اي كه بهبهاني ها و طباطبايي ها و ستار خان و باقر خانها و .. جان خود را بر سر آن گذاشتند خبري نيست .
امروز هم همان دعواي مشروطه و مشروعه به نوعي ديگر و در الفاظ نوين خود را نمايان كرده است . به نظر من دو كلمه تركيبي مشروطه مشروعه كه در انقلاب مشروطيت در ادبيات سياسي جامعه ايران رواج يافت در 22 بهمن 57 خود را در كلمه تركيبي ديگري به نام جمهوري اسلامي ، باز آفريني كرده است .
آن زمان مشروعه طلبان قرباني دادند و بر سر دار رفتند و اين زمان نيز؛ مشروطه طلبان قرباني مي شوند . و اين دعواي خونين يعني نبرد بين سنت و مدرنيسم معلوم نيست كه تا چه زماني ادامه داشته باشد .و تا ما بخواهيم اين دعواي تاريخي و كهنه را به سازش و تفاهم برسانيم دنياي مدرن دعواهاي بيشتري را در ميدان سنت ما كليك خواهد زد و ما بايد همچنان دنبال سايه خويش در حال دويدن باشيم.
من سيد بلال موسوي دبير شيمي شهر دهدشت هستم كه در يك روز باراني در سوق به دنيا امدم و خوشحال می شوم که نظرات خوب شما را راهنمای خود قرار دهم .