|
|
|
|
|
نمی دانم شما هم مثل من به جمله نمی دانم چه بنویسم هم رسیده اید؟
ایا فضای سرد را احساس می کنید ؟ البته ما به زمستان نزدیک می شویم و هوا به تدریج سرد وسردتر خواهد شد .از درون پاییز در حال عبوریم و برگهای سبز بهاری در حال ریزش و رنگ سبز زندگی جای خود را به رنگ زرد خواهد داد و خورشید تا مدتی دیگر به زیر ابرهای تیره فرو خواهد رفت و همه ما در یک زمستانی سرد فرو خواهیم رفت و به درون کلبه های خود خواهیم خزید و از سیاهی شب جز خواب اشفته سهمی نخواهیم یافت . شاید تاریخ یک جامعه یا یک فرد نیز مانند فصل های سال باشد که بهاری در پی زمستان و زمستانی در پی پاییز و پاییزی در پی تابستان داشته باشد . زمستان فصلی پر از اشوب و صدای رعد و برق و اتش اذرخش و جاری شدن سیل و طوفانهای سهمگین است و بهار جشن پیروزی بر زمستان و بر امدن لاله ای سبز و سرخی است که جور زمستاان را بر جان خود خریدند و تابستان برداشت از کاشتی است که در بهار داشته ایم و ایجاد ثبات و ارامش و گرمی در رگهای جامعه است و پاییز اغازی بر بحران و تلاطم و ریزش دوباره برگهای سبزی است که بهار را به ما تقدیم کرده بودند و به ناچار و یا به اجبار می بایست از صحنه به در روند و بر خاک تکیه زنند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند که به دنبال پاییز زمستانی سخت همه جا را فرا می گیرد و باز تاریخ تکرار می شود و تکرار می شود ........ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 13:28 توسط سید بلال موسوی
|
|
||