|
|
|
|
|
نوبت شيراز اين بار با تلخي هرچه تمام بشارتي براي مرگ تدريجي را داشت: اماده شدن براي دياليز ! اين ديو سياه و اين شب تاريكي زندگي .
زندگي من و او تا كنون سه دوره داشت : الف) شهريور ۷۰ تا اسفند ۷۳ آغاز زندگي ب) اسفند ۷۳ تا خرداد ۷۵ آغاز بيماري و عمل پيوند پ) خرداد ۷۵ تا خرداد ۸۷ ادامه زندگي با پيوند و عوارض آن اسفند ۷۳ تا خرداد ۷۵ و از خرداد ۷۵ تا خرداد ۸۷ دو دوره سخت جانسوز و طاقت فرسا در زندگي من و او بوده است . و مي رود كه از خرداد ۸۷ تا روزي تلختر دور چهارم تراژدي زندگي ادامه داشته و سرانجام روزي همه چيز به پايان برسد. گرچه به خودم قول دادم كه نشكنم اما كيست كه اين همه بر سر و رويش بزنند و نشكند ؟ كيست كه اين همه زجرش بدهند و نرنجد و كيست كه اين همه بر زمينش بزنند و باز هوس رفتن كند ؟ كيست كه اين همه تشنه اش گذارند و باز كوير زندگي را شاد كامانه ادامه دهد؟ كيست كه اورا عمري زنداني كنند و باز هم شوق آزادي و پرواز داشته باشد ؟ و اين من هستم كه همه تلخي هاي زندگي را چشيدم و خواهم چشيد و لب به شكوه نخواهم گشود و تا روزي كه طلسم زندگي را نشكنم نخواهم شكست .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 21:16 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزي به دلم گفتم آيا به چه مي ماني سنگي به سر راهي يا مخزن اسراري ؟ بس نيست كه هر پايي با چكمه بي رحمش روي و سر و پهلويت دردش تو بنوشاني؟ بي هيچ نشاني از اين خرابات خواهم رفت كه خرقه ام ارزاني شيخ باده نوش باد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:54 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:42 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
دلت دريا و دريا در دلت بود
نگاهش لبخند بود و لبخندش عشقی سيال كه از درونش به صورت رودي آرام جاري مي گشت. او هم سيرت زيبا داشت و هم صورت زيبا و چه زيباتر اين دو نعمت خدا را پاس مي داشت . او شاعر بود شعر هم مي سرود ولي همه وجودش غزلي بود با وزن و قافيه اي در خور تحسين و من شعر هاي نگفته اش را در سيماي متوازنش مي خواندم. او قاري قران بود و در هر محفل و مجلس صوت قرآنش همه را به وجد مي اورد . او انساني بود كه زندگي را با تمام وجود دوست مي داشت و به ان عشق مي ورزيد و هيچگاه از زندگي گلايه و شكوه نداشت . و ... اي سراپا همه ناز رفتنت را به خدا آمدني نيست دگر تو نخواهي امد ! بي جهت منتظر معجزه ام ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:54 توسط سید بلال موسوی
|
|
||