تبليغاتX
یک روز بارانی
از یک روز بارانی شروع می شود و شامل هر چیزی است که عقل و دل می پسندد.
دیروز به همت انجمن اهل قلم شهرستان دهدشت -وابسته به اداره ارشاد اسلامی- جلسه ای تحت عنوانشيوه هاي بيان دين در دنياي جديد در سالن هلال احمر دهدشت برگزار شد.

در این جلسه آقای سید مرتضی تقوی سخنران جلسه - سمینار - بودند.

ایشان در یک وقت کم موضوعی را می خواستند به بحث بگذارند که خود نیاز به چندین جلسه چند ساعته داشت و موضوع مورد نظر از جمله موضوعاتی است که در دنیای امروز  -در میان روشنفکران و نویسندگان و سیاستمداران  - بسیار مورد توجه می باشد . این کار اداره ارشاد اسلامی دهدشت جای بسی تقدیر است و امید است که کامهای تشنه را با نشان دادن یک لیوان بیش از این تشنه تر ننمایند ! و ادامه این بحث را که علاقمندان زیادی را به خود جلب خواهد کرد در آینده ای نه چندان دور داشته باشند.

آقای تقوی به قول خود بحث را به صورت تیتر وار مطرح نمودند و حق هم داشتند چراکه وقت بیش از این به ایشان اجازه نمی داد و چه خوب می بود که جلسه در دو نوبت صبح وعصر برگذار می شد تا نتیجه بهتری گرفته می شد.

برایم جالب بود که با بارش پرسشهای جدید در این چند سال بعد از انقلاب کسانی که متولیان رسمی دین بودند به خود آمدند و با ورود به حوزه های معرفتی و فلسفی تا حدودی توانستند دین داری خود را مطابق دنیای مدرن نمایند . و باید اقرار کرد که راهی بجز قبول دستاوردهای مدرن بشری از علم تا فلسفه و هنر و. را نداشته و ندارند : آنجایی که آقای تقوی در دو مورد میدان را به مدرنیته داد و زبان دین را ناتوان از بیان منویات خود برای انسان امروز دانست شنیدنش برایم بسیار شیرین بود .یکی محوریت حق در برابر تکلیف و دیگری عقلانیت در برابر راز الودگی دستورات دین.

آما برای مورد سوم که لابد تمام حیثیت دین در گرو قبول و یا رد ان می بود حق را به دین داد تا اینکه بتواند در یک دور و تسلسل همه چیز را به نفع دین مصادره نماید زیرا در غیر این  صورت می بایست  پلوارلسیم و تساهل و تسامح و اعلامیه حقوق بشر  را یک راست قبول نماید .

هنگام گوش دادن به صحبت های سخنران یاد بیست سال پیش افتادم که یک روز در قم منزل یکی از روحانیون بودم و از دانشگاه و دانشجو و افکار و اندیشه های انها صحبت به میان امده بود در بین صحبت ها من هم به دکتر سروش اشاره کرده که یک مرتبه ایشان از کوره در رفت و گفت که متاسفم که به ایشان نام استاد می دهی .ایشان یک کافر و بیدین محض می باشد که ریشه دین را می زند و به من سفارش کرد که سراغ کتب  و اندیشه ایشان نروم . من هم که تا ان موقع چندان با اندیشه های سروش آشنا نبودم  و بیشتر به افکار مرحوم شریعتی علاقمندی نشان می دام  تازه هوشیار شدم که موضوع چقدر جالب خواهد شد اگر سراغ افکار ایشان بگیرم . حال وقتی که در این جلسه بودم دلم برای دکتر سروش سوخت که ایشان  بذر این بحث ها را در حوزه و دانشگاه پاشید ولی متاسفانه نمک را خوردند و نمک دان را شکستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 15:8  توسط سید بلال موسوی  | 

 

 باز باران با ترانه

 

یادم اید روز شیرین  توی تابستان گرمی                     در اتاق خانه خود 

                                                                                 دور هم بنشسته بودیم

شادو خندان          فارغ از رنج زمانه          هر یکی می گفت حرفی از زمانه

خاطرات جاودانه                        حرفهای عاشقانه  

                                       جمع ما آن روز چون باغی پر از گل   

  با هزاران مرغ عاشق یا پرنده

                               هریکی پرواز می کرد از سر کوه خیالش

با کلام دلربایش                                             پاره می کرد ابرهای غصه هایش

اشک شوق از گونه هایم می تراود  :   

   لحظه ای چون یادم آید    

شاد و خندان   فارغ از درد زمانه      

                   دور هم بنشسته بودیم      هریکی می گفت حرفی از زمانه

    ۲۲  /۴/۸۱

(برای دانش اموزانم که یک روز در تاریخ فوق به دیدن من امده بودند نوشته شد .)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 14:27  توسط سید بلال موسوی  | 

سایت رجا نیوز که معلوم نیست که چه کسی را قبول دارد و اصلا ایا اداره کنندگان ان ایرانی هستند یا عراقی یا لبنانی و یا افغانی و چه می دانم هرجایی هستند  از مقایسه خاتمی با نصرالله به خشم امده است . چرا اینگونه است مگر یک عرب لبنانی چقدر به ما نزدیک تر است تا کسی که کشور را در هشت سال برای چندین سال برای اقایان بیمه کرد . ما به کجا می رویم ولی مطمئن هستم تاوان اینهمه تندروی روزی دامن خودشان وهمه ملت را خواهد گرفت .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 12:2  توسط سید بلال موسوی  | 

۱۸ تیر همان روز ۱۸ تیر بود که گذشت/
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:33  توسط سید بلال موسوی  | 

سال طوفان سال برف

                             سال سرما و تگرگ

          تک درختی در بیابان زیر بارانهای سخت 

                                           برگهایش زیر پایش فرش فرش

شاخه ها عریان شد از شلاق باران وتگرگ

مثل محکومی که بر بالای دار

                                لخت ومادر زاد تنها مانده است

سالها رفت وبابان شهر شد

                           تک درخت ما میان شهر تنها مانده است

شاخه هایش همچنان بی برگ و بار

سوزش سرما تنش را سخت می ازارد ولی

ریشه هایش محکم و با استوار

خاک را چون عشق می گیرد به دست.17/4/86

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 21:2  توسط سید بلال موسوی  | 

وقتی همه چیز رنگ و بوی سیاسی به خود بگیره تهوع آوره  ؛ نه ؟  تولد ها ، وفات ها , سیلها , زلزله ها و طوفانها , گرانیها , تصادفها و همه و همه چیز.

کنترل تلویزیون را که فشار می دی از کانال یک تا پنج همه یک حرف را می زنند همه یک پیام را میدهند و در میان ساعت ها خبر و گزارش و برنامه هیچ چیزی برای شما جدید نیست. گاهی از یک مطلب بی ربط شروع می کنند ولی سرانجام به همان که دیگری گفت ختم می شود اگر هم پیامهای مخاطب را بیان می کنند ؛ همان را می گویند که وصله خودشان باشد .جایی که بتونی حرف دل خودتو بزنی نیست و اصلا اونها فکر می کنند که هیچ کس حرفی بجز حرف انها نداره , فکری بجز فکر انها نداره و کاری بجز کار انها نداره.

اگه از دمای کره زمین حرف می زنند پای شیطان رو وسط می کشند اگه از سیل و زلزله گزارش می دهند پای شیطان رو وسط می کشند اگه از ظهور منجی حرف می زنند باز هم پای شیطان رو وسط می کشند. گویا همه خوبیها باید به خودشان و همه بدیها باید به شیطان ختم بشه . انها خودشان را فرشته می دونند و دیگران را شیطان و یا دستیاران شیطان . و ما که بیننده و شنونده آنها هستیم باید بین دو بینهایت همیشه در نوسان باشیم  :بینهایت مثبت و بینهایت منفی .وقتی چهره آنها ظاهر می شه باید تمام خوبیها و پاکیها را ببینی و وقتی که دیگران را طعنه می زنند باید تمام بدیها و زشتی ها را تجسم کنی .

انقدر بد دنیا را به خورد ما دادند که واقعا فکر می کنیم هیچ جای دنیا نهال خوبی نروییده و نخواهد رویید و همه جا بوی تعفن و کثافت بلنده و بیرون از این چهار دیواری که ما زندگی می کنیم همه به هم بدی می کنند و همدیگر را می کشند , خبری از علم و هنر و کمال و محبت نیست . گاهی که مسابقه فوتبال خارجی را می بینیم و در میان دوندگی به دنبال توپ ،بازیکن حریف را که روی زمین افتاده , بازیکن مقابل او را با دست خود بلند می کنه و دستی هم به سر و صورت او می کشه شاخ در میارم .چراکه با خود می گویم مگه اونها  - خارجی ها – هم محبت و انسانیت سرشون میشه ؟ با خودم میگم که بابا این که فیلمه و سرکاریه و بوی توطعه ! می ده و نوعی تهاجم فرهنگیه .اما وقتی دعوای بازیکنان تیم خودمون رو تو پایتخت کشورمون سر یه خطای کوچک می بینم با خودم می گم که نه بابا اونا دارند به هم محبت می کنند و هر مشتی که به صورت هم می زنند درحقیقت دست محبتی است که اونها به سر یکدیگر می کشند .

فیلمها و سریالها که پر از این تناقضات و دروغ پردازیهاست. از آرایشهای آنچنانی تو فیلمها و سریالهای خودمون تا خانه های میلیاردی برای بازی کردن تا ماجراهای عشق و عاشقی که تنها سوژه اونها شده همه و همه بیانگر اینه که ما دریایی از راستی و خوبی و محبت و ایمان و پاکی هستیم و دیگران دریایی از لجن و کثافت و دروغ و خشونت هستند و ما افتخار می کنیم که در سال 1386 زندگی می کنیم.!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 23:3  توسط سید بلال موسوی  | 

بسیار پسندیده است که اول سراغ خود رفت بعد دیگران. اول از خود بپرسیم که خود چه کردیم و چه کار می توانستیم و نکردیم و کدام دست را میبایسب بگرفتیم و نگرفتیم و ... این دیدگاه بیشتر اخلاقی است و نیکو ست اما وقتی به مقام مراجعه به خود می رسیم میبینیم که با انبوهی از کلافهای درهم و برهم مواجه می شویم که سر هر کلافی را در دست دیگری میبینیم.جامعه واقعا یک سیستم بسیار پیچیده است و مانند سیستم بیجانی نیست که به راحتی بتوان انرا تحلیل کرد – گفتم به راحتی – وگرنه سیستم جامعه نیز در جای خود قابل تحلیل است .

من و شما و دیگران اگر بخواهیم هرکدام تقصیرات و کوتاهییهای خود را در برابرعقب ماندگی جامعه ، کشف و پیدا کنیم به نوعی میبایست هر کس یقه دیگری و دیگری یقه دیگری را بگیرد و این یقه گرفتن انچنان امتداد می یابد که گاهی تا چندین نسل را در بر خواهد گرفت . البته که اینطور است چراکه نه توسعه و پیشرفت یک ملت مدیون یک نسل و نه عقب ماندگی ان ملت به گردن یک نسل خواهد بود بلکه فرایند توسعه و پیشرفت و تعالی یک ملت تدریجی و گاهی قطره ای و در بستر زمان به انجام خواهد رسید.

می خواهم بگویم که در این مراجعه به خود برای پیدا کردن تقصیرات و کوتاهییها ناچارا و اجبارا و منطقا باید به دنبال تقصیر دیگری رفت چراکه همه امکانات و پتانسیلهای توسعه وپیشرفت وتکامل و تعالی جامعه دست یک نفر نیست و دست روی هر موضوع که بگذاریم رد پای دیگران را در ناکامی و شکست ، به عین خواهیم یافت .

البته در سیستم های بسته که به نوعی خود را ایزوله کرده اند و بی نیاز از همه در هوای خوش سعادت ورسیدن به نهرهای جاری پر از شراب و عسل به سر می برند پیدا کردن مقصر کمی دشوار خواهد بود هرچند که اشکار ترین عامل سقوط چنین جوامعی بسته بودن خود سیستم می باشد .

سیستم های اجتماعی بسته که قابل انعطاف نیستند و هیچ انرژی و ماده ای را به درون خود راه نمی دهند  و مانند یک عضو نا همسو آن را پس می زنند ، بارز ترین عامل شکست جامعه خود می باشند.

آری من وتو در ناکامی های جامعه خود مقصریم ولی از همه مقصر تر سیستم های فکری بسته و بسته های فکری غیر قابل انعطافی است که به آن گرفتاریم و هرروز و هر ماه وهر سال  و هر قرن به خورد خود می دهیم  

. مسعودی عزیز منتظر نوشته هایت در مورد مورد تفکر سیستمی هستم  هستم  .مطمئن هستم که بحث های داغ و شیرین وبعضا چالش برانگیزی خواهند بود.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 21:5  توسط سید بلال موسوی  | 

ساعت 9 بود که یکی از دوستان زنگ زد که چه نشسته ای که سهمیه بنزین را اعلام کردند. نمی دانم که چگونه لباس پوشیدم و چگونه ماشین بیچاره را به مسیر پمپ بنزین رساندم. محشر بود تا چشم کار می کرد ماشین بود و موتور سیکلیت و ادم بشکه به دست . زبون راننده ها هم داستان خودوشو داره که چه چیزهایی که نمی گفتند!!

بیشتر به یک مراسم تشییع جنازه شبیه بود و اینکه چه چیزی را تشییع می کردند را باید از دل تک تک مردمی که تو اون دل شب سیاه  با اعصاب خرد وداغان و چهره های برافروخته و ماشین های داغ شده پرسید:

البته چند روز پیش دومین سالگرد حماسه سوم تیر !!!!! بود و چه خوب به مردمی که برایش رای دادند و آنها را بر خود سوار کردند  هدیه دادند .

راستی دیروز مجلس برای بررسی وضعیت فلسطین – البته حماس - جلسه غیر علنی داشت. و چند روز پیش هوگو چاورز کارخانه تولید      ؟؟؟     ساخت ایران را در کشور خود رسما افتتاح کرد.

کی میدونه که سهمیه نفت ارزون قیمتی  که ما به سوریه می دهیم چقدره. شما می دونی ؟

البته دولت اعلام کرده که با این صرفه جویی جلوی خروج میلیاردها دلار را به خارج خواهد گرفت حالا منظور از خارج کی باشه من که نمی دونم  .شما چی ؟ می دونی ؟!  عراق یا افغانستان یا لبنان یا فلسطین ؟

 

گزارش تصویری / آتش سوزی در پمپ بنزین بعد از اعلام سهمیه بندی بنزین -2

گزارش تصویری / ترافیک سنگین جایگاه های بنزین پس از اعلام خبر سهمیه بندی (اهواز )

گزارش تصویری از یاسوج

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 0:57  توسط سید بلال موسوی  |