|
|
|
|
|
مشترک گرامی دسترسی به سایت مورد نظر امکان پذیر نمی باشد.
http://persianbooks.blogspot.com با کتاب نیز لجند انهایی که با همه دنیا لجند البته نمی دانم که چرا لجند . شاید کسانی با کتاب لجند که با خود نیز لجند و یا اینکه خود لجند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8:11 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این مدت که با دانش اموزان سرو کار داشتم هم مهربونم و هم گاهی به شدت عصبانی می شوم . طوری هم عصبانی میشوم که خودم از خودم هم بدم میاد وای به حال دانش آموزانی که مرا با اون قیافه ترش شده می بینند! این بار که جریان آزادی تفنگداران اینگیلیسی ! - متجاوزین به خلیج همیشه فارس - را از سیما ! می دیدم احساس کردم که سرکلاس درس هستم و انگیلیسیها هم دانش آموزان من هستند و من هم رییس جمهور. اخه نه اون همه تشر زدنها و نه این همه تحویل گرفتنها و ...... جریان از این قراره که من گاهی به شدت سر دانش اموزان داد می کشم و انها را مورد تهاجم شدید ترین حرفها و تهدید ها قرار می دهم به طوری که آنها از شدت عصبانیت به گریه می افتند و احساس می کنند که تا یک ثانیه دیگر کلاس روی سر آنها خراب می شود . ولی درست بعد از زنگ کلاس از کرده خودم ناراحت وپشیمان می شدم و لحظه شماری می کردم که جلسه درسی بعدی به هر طریقی از دل دانش اموزان در بیایم چون با خودم می گفتم : نکنه که دانش اموزی که سرش داد کشیدم اداره – شورای امنیت - بره و مرا شکایت کنه و یا اینکه به پدر ش - امریکا - بگه که فلان معلم به من توهین کرده و حتی گاهی با خودم می گفتم که نکنه خدای ناکرده ایشان از شدت ناراحتی جلسه بعدی که با آنها درس دارم مقابله به مثل کنه !! و چندین خیال دیگه.. جلسه بعدی درس – یک هفته بعد با خیالات تشویش آمیز- که شروع می شد با اون کلاس بیشتر از گذشته خوشرفتاری می کردم به طوری که دانش آموزان همان کلاس با خود می گفتند که مگه این همان آقا معلم دیروز نیست که اونجوری تشر زد و عصبانی شد و می گفت که فلان می کنم وبهمان حالا چه شده که این همه مهربون شده !(افتاب از کدوم طرف درومده , مهربون شدی ؟) گاهی وقت ها به من میگن که آقا اصلا به شما نمیاد که عصبانی بشی و این همه تشر زدنهای شما همه فیلمه!!! و سر کارییه و فقط میخوای خودوتو به رخ ما و دیگر دانش آموزان بکشی !
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 14:35 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش زمانی برسد که هر ایرانی یک وبلاگ داشته باشه . درست مثل اینکه از هرکس می پرسند که شماره شناسنامه ات چنده ازش بپرسند که ادرس وبلاگت و ایمیلت چیه. این خیلی خوب خواهد بود که از این بستر فرهم شده به خوبی استفاده شود و از اندیشه های همدیگر در کمترین زمان استفاده وکمک گرفته شود .
اقای یاری عزیز ورود شما را به دنیای وب صمیمانه تبریک عرض می کنم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 10:57 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
آقا رضا ماهی شما بعد از یک روز مرد ولی ماهی ما سالهاست که مرده است ![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 9:58 توسط سید بلال موسوی
|
|
||