ازادی ضامن حفظ ازادی نیست ، مذهب ضامن اجرای احکام مذهبی نیست .. قانون هم انچنان راههای غیر قانونی دارد که به راحتی می توان از سد ان عبور کرد .شنیده ایم که مذهب علیه مذهب و حتما ازادی هم علیه ازادی است اگر در در چارچوب اخلاق نباشد نه ازادی و نه مذهب و نه قانون هیچکدام به تنهایی نمی تواندبشر را به خوشبختی برساند . به نظر من جامعه اخلاقی برترین نوع جامعه انسانی است و در سایه اخلاق است که انسان می تواند هم به ازادی برسد و هم مذهبی باشد و هم قانون جامعه خویش را به بهترین نحو اجرا کند و به ان احترام بگذارد .
+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 و ساعت 10:49 |
روزگاری چشمه بودم
عشق در من می خروشید
سالها بگذشت و صد افسوس و درد
چشمه خشکید
نهرها خشکید و جانم شد کویر
برگ ها از شاخه ها افتاد
شاخه ها عریان شدند
در نبرد عشق و نفرت
عشق مظلومانه مرد .... مرداد 93

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 و ساعت 21:41 |
جهان امروز به سوی یک افزایش انتروپی با شیب بسیار تند در حال حرکت است و همزمان با ان انرژی های های نهفته شده نیز بشدت در حال ازاد شدن است و این یعنی یک فرایند برگشت ناپذیر .. مسلمانان با جمعیتی بالای یک میلیارد نفر بیشترین سهم را در این بی نظمی پدید امده ، دارند و ان چیزی که باعث شده است پیروان دین اسلام به سمت و سوی خشونت و هرج و مرج و بی نظمی گام بردارند ایدئولوژی سازی از این دین و ساخته و پرداخته کردن دستورات و احکام ان در یک چهار چوب محدود جهت کسب قدرت و درمان عقب ماندگی ها و انتقام تاریخی از همه تمدن های رقیب و کشاندن همه انسانها به دایره اعتقادات خود ، می باشد . و هرگاه دین از یک مجموعه فراگیر به سمت و سوی بسته های جزوه مانند و ایدئولوژی های گروهی سوق داده شود این بلای خانمان سوز از ان زاییده می شود. و تنها راه برون رفت از این وضعیت پیش امده تاکید بر جنبه رحمانی دین و همزیستی مسالمت امیز با دیگران و پرهیز از برجسته کردن جنبه خشونت و تکفیر می باشد .
+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 و ساعت 13:35 |
حاکمیت در هر حال مورد نقد قرار می گیرد و این یک اصل پذیرفته شده در مناسبات قدرت می باشد .
در این بین اگر حاکمیت سعه صدر بیشتری داشته باشد و با منتقدان خود با ادبیات بهتری برخورد نماید پذیرفتنی تراست حتی اگر این منتقدان کسانی باشند که به هیچ کدام از اصول و مبانی اخلاق پایبند نباشند و چشم خود را بر همه تاریخ پر از فساد و انحراف و ادبیات هاله نوری و ویرانی های بجا گذاشته از خود بسته باشند . و این جای بسی افتخار است که در این یکی دو روز بیشترین نقد سخنان دکتر روحانی از طرف کسانی مطرح شد که خود حامی رییس جمهور بودند و جای بسی تعجب است نمایندگانی از مجلس که در هشت سال گذشته بیشترین تحقیر را از دولت قبل متحمل شدند و در صحن علنی ان نمایش فیلم و در مجامع عمومی و سازمانهای بین المللی زشت ترین ادبیات را به چشم و گوش خود شنیدند ولی دم نزدند و فقط دعای فرج را با وی تکرار می کردند و حال از این لحن رییس جمهور عصبانی شدند ..
و ما هم می گوییم که نمی خواهیم به دوران گذشته برگردیم و شنونده ادبیاتی باشیم که دور از شان یک مسئول ارشد کشور باشد و در این هشت سال گذشته گوش ما انقدر از این حرف های زننده شنیده است که....
و حقیقت مطلب این است که در ان هشت سال سیاه گذشته اکثر تریبونهای رسمی شاهد بکار بردن الفاظ بد بودند از مجلس تا نماز های جمعه تا محافل دانشجویی و همه و همه در این بی ادبی - به قول اقای سید حسن خمینی - از هم گوی سبقت را می گرفتند ..
و در اخر به اقای روحانی باید گفت که درست است که شما نگران این مملکت هستید اما بدانید که کسانی که اینگونه بی رحمانه دولت و تلاش های شما را برای برون رفت از این وضعیت تلخ به باد انتقاد می گیرند نفسشان از جای گرم بلند می شود و تا پشتشان به جای محکمی تکیه نزده باشد اینگونه حرف نمی زنند .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 و ساعت 23:5 |
او همان طفل معصومی بود که 28 سال در معصومیتش ما را غافلگیر کرد ...کیست که بتواند ادعا کند دنیای او را به درستی درک کرده است و به یقین می گویم هیچ کس...
و اینک خدا به استقبالت امده است و روح تو را دودستی از فرشته مرگ تحویل گرفته است و به تو خواهد گفت که فتبارک الله احسن الخالقین..
و این یک درد بزرگ و درمان ناشدنی برای همه ماست که ارام و بی صدا از کنار هم رد می شویم و انگاه که از هم دور شدیم با حسرت به دنبال رد پای همدیگریم ...

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 و ساعت 5:37 |
دیروز سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی بود ... متفکری که بیشتر بار فکری انقلاب بر دوش وی بود و نوشته هایش و افکارش هم دانشگاه را به حرکت دراورد و هم حوزه های علمیه را تکان داد و انها را به سمت کسب قدرت رهنمون کرد یادش گرامی باد . در تاریخ چند ده ساله کشورمان دوتا از روشنفکران بزرگ کشور را می توانم نام ببرم که هر دو توانستند هم حوزه را به دنبال خود بکشانند و هم دانشگاه را و هرد نهاد علمی و فرهنگی کشور بشدت مدیون این دو متفکر بزرگ و بی بدیل هستند : یکی دکتر علی شریعتی و دیگری دکتر عبدالکریم سروش می باشند . و عجیب این است که اندیشه های مذهبی و انقلابی شریعتی بود که انقلاب 57 را به استانه پیروزی رساند و خود جز تهمت و توهین و بی حرمتی از وارثان انقلاب چیزی دریافت نکرد و دکتر سروش نیز در مقام یک روشنفکر بی بدیل و برجسته توانست به اندازه تمام عمر حوزه های علمیه به دین و فرهنگ خدمت کند و با گره گشایی از خیلی از مسائل مورد نیاز حکومت دینی و رابطه قدرت و دین و دنیای جدید ، حاکمان جمهوری اسلامی را در برخورد با مسائل روز ، به روز کند . ولی همین روشنفکر بزرگ و برجسته کشور امروز در دیار غربت به سر می برد و حوزه و دانشگاه و فرهنگ دینی و سیاسی کشور از افکار بلند و روشنگر وی محروم می باشد و انچه نصیب وی شده است توهین و بردار کردن چوبه دار برای وی و ولد حیض نامیدنش بوده است ...
+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه سی ام خرداد 1393 و ساعت 14:42 |
جرمش ان است که اسرار هویدا میکرد ......

ازادی خوب است اما نه برای همه ... برای دلواپسان خوب است  اما برای دیگران نه.....

 

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 و ساعت 14:9 |

بسمه‌تعالی
محضر ارجمند حضرت آیت‌الله سید احمد خاتمی
عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام‌جمعه موقت تهران

با سلام و عرض احترام؛ حضرت‌عالی اخیراً در باب وضعیت فرهنگی کشور و تکلیف دینی دولت در قبال هدایت مردم مطالبی فرموده‌اید که مایل بودم توضیحاتی به استحضار برسانم. پیرامون وظیفه دولت در هدایت اجباری مردم به بهشت بنده هیچ اهلیتی برای اظهارنظر ندارم. فقط مایل بودم از حضرت‌عالی و برخی آقایان دیگر ازجمله حضرت آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی امام‌جمعه محترم مشهد که قائل به چنین تکلیفی برای دولت هستند استفتاء نمایم که آیا اساساً خداوند به پیامبر فقط وظیفه ابلاغ رسالت را محول کرده بوده و یا آنکه افزون بر ابلاغ رسالت، نبی اکرم (ص) وظیفه داشته تا هر طور که می‌شده مردم را به بهشت هم هدایت نماید؟ همان‌طور که عرض کردم بنده آگاهی در این فقره نداشته و بیشتر طرح سؤال نموده‌ام.

اصل عرایضم در خصوص انتقادات جنابعالی و سایر منتقدین به عملکرد فرهنگی ده ماهه دولت آقای روحانی می‌باشد. شماری از ائمه محترم جمعه کشور به همراه سایر منتقدین دولت یازدهم، دو ایراد بنیادی نسبت به عملکرد دولت در حوزه فرهنگ دارند. نخست آنکه مدعی‌اند که وضع حجاب و عفاف و فرهنگ از زمان به روی کار آمدن این دولت رو به انحطاط گذارده. سخن دومشان آن است که مسبب این وضعیت دولت یازدهم و سیاست‌های فرهنگی آن ازجمله عملکرد وزارت ارشاد بوده است.

بنده در صحت هر دو این مفروضه‌ها تردید دارم. اولاً جنابعالی و سایر منتقدین بر چه اساسی می‌فرمائید که وضع فرهنگی در کشور به نسبت قبل بدتر شده؟ اگر مشاهده‌گری در دوران دولت اصولگرا در ایران می‌بود و وضعیت حجاب و عفاف و فرهنگ و هر آنچه که مدنظر آقایان است را لحاظ می‌کرد و امروز وضعیت را با دوران آقای احمدی‌نژاد مقایسه می‌کرد، آیا نتیجه‌گیری می‌کرد که وضعیت فرهنگی آن‌گونه که مخالفین دولت معتقدند، خیلی دچار انحطاط شده؟ همه ما داریم در این مملکت زندگی می‌کنیم، مگر واقعاً ظرف ۱۰ ماهی که این دولت بر سر کار بوده چه تغییر و تفاوت‌های فاحشی ازنظر فرهنگی صورت گرفته که این‌همه برخی‌ها ازجمله جنابعالی دچار نگرانی شده‌اند؟

اما فرض بگیریم که حق با آقایان است و وضع فرهنگی کشور خراب شده است. سؤال اساسی جناب آیت‌الله خاتمی آن است که مگر وظیفه دولت (به‌عنوان قوه مجریه) حسب قانون اساسی اصلاح و تهذیب فرهنگ جامعه است؟ اینکه امور فرهنگی جامعه، هدایت و ارشاد مردم، متدین کردن آنان، محجبه نمودن نسوان و ... وظیفه دولت است را جنابعالی یا آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی یا حضرت آیت‌الله موحدی کرمانی یا آقایان دیگر از کدام‌یک از اصول قانون اساسی استخراج می‌نمایید؟ اصول ۱۱۳ تا ۱۴۲ قانون اساسی پیرامون وظایف و مسئولیت‌های رئیس‌جمهور و قوه مجریه است. این وظیفه که امور فرهنگی و اشاعه آن بایستی توسط دولت انجام بگیرد را جنابعالی از کدام‌یک از این سی اصل قانون اساسی برداشت می‌فرمائید؟

قانون اساسی به کنار، جناب آیت‌الله خاتمی در کشور قریب به ۲۶ سازمان، بنیاد، نهاد، شورا، مؤسسه، دانشگاه و غیره داریم که شأن نزول تشکیلشان، اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامی است. یقیناً جنابعالی مستحضر می‌باشید که شاید کمتر کشوری در دنیا به‌اندازه ایران بودجه برای تبلیغات فرهنگی و ایدئولوژیک هزینه می‌کند. اینکه آیا اولویت با آموزش‌وپرورش، بهداشت و درمان، محیط‌زیست و امور عام‌المنفعه زیربنایی است یا تبلیغات اسلامی، محل بحث نیست؛ اما بودجه‌هایی که صرف این دستگاه‌ها و سازمان‌ها می‌شود، چندین و چند برابر بودجه وزارت ارشاد است. جهت استحضار حضرت‌عالی بنده صرفاً برخی از این دستگاه‌ها و بودجه‌های آنها را ذکر می‌نمایم تا منصفانه‌تر بتوان قضاوت نمود که آیا از قوه مجریه می‌بایستی انتظار اصلاح فرهنگ جامعه را داشته باشیم یا از این ۲۶ دستگاه و سازمان متولی فرهنگی. ارقام ارائه‌شده بودجه سال جاری این دستگاه‌ها و ارگان‌ها می‌باشد و در انتها برای مقایسه بودجه وزارت ارشاد هم آمده (رقم‌های آخر صفر شده‌اند.)

۱- مرکز خدمات حوزه‌های علمیه: 4200 میلیارد ریال
۲- شورایعالی حوزه‌های علمیه: 4120 میلیارد ریال
۳- سازمان تبلیغات اسلامی: 2350 میلیارد ریال
۴- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: 1800 میلیارد ریال
۵- جامعه مصطفی العالمیه: 1750 میلیارد ریال
۶- نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور: 930 میلیارد ریال
۷- سازمان اوقاف و خیریه: 800 میلیارد ریال
۸- دفتر تبلیغات اسلامی: 750 میلیارد ریال
۹- کانون فرهنگی و نوجوانان: 600 میلیارد ریال
۱۰- حوزه هنری (تبلیغات اسلامی): 430 میلیارد ریال
۱۱- شورایعالی انقلاب فرهنگی: 400 میلیارد ریال
۱۲- شورای برنامه‌ریزی حوزه‌های علمیه خراسان: 370 میلیارد ریال
۱۳- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: 250 میلیارد ریال
۱۴- مؤسسه نشر آثار حضرت امام خمینی: 190 میلیارد ریال
۱۵- مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی: 120 میلیارد ریال

بودجه این ۱۵ سازمان و نهاد فرهنگی بیش از ۱۹۰۰۰ (نوزده هزار) میلیارد ریال در سال است. به این مقدار اگر 9700 میلیارد ریال بودجه صداوسیما را بیفزاییم بعلاوه بودجه سازمان‌ها و مراکز فرهنگی دیگری همچون «دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم»، «دانشگاه اصول‌الدین»، «بنیاد پانزده خرداد»، »بنیاد انقلاب اسلامی » و ... را هم در نظر بگیریم بودجه‌ای که سالیانه رسماً صرف امور فرهنگی می‌شود به‌سرعت از مرز ۳۰۰۰۰ (سی هزار) میلیارد ریال در سال بالاتر می‌رود. این ۳۰۰۰۰ (سی هزار) میلیارد ریال به‌صورت مستقیم برای امور فرهنگی در سال هزینه می‌شود. یک سری دستگاه‌های دیگر هم به‌صورت غیرمستقیم برای فرهنگ هزینه می‌کنند ازجمله بسیج، سپاه پاسداران، اداره‌جات سیاسی - عقیدتی، شهرداری‌ها و غیره. اگر همه این هزینه‌هایی که صرف امور فرهنگی می‌شود جمع‌آوری شود، رقم واقعی خیلی بیشتر از ۳۰۰۰۰ (سی هزار) میلیارد ریال در سال خواهد شد.

بحث بر سر آن نیست که آیا مردم راضی هستند از مالیاتی که می‌پردازند و از درآمد کشور این‌همه برای تبلیغات و امور فرهنگی هزینه شود. بحث بر سر آن است که رقم رسمی ۳۰۰۰۰ (سی هزار) میلیارد ریال تقریباً ۵ برابر بودجه رسمی سالیانه وزارت ارشاد می‌باشد. (کل بودجه سالیانه وزارت ارشاد بعلاوه تمامی نهادهای وابسته به آن در حدود 6000 میلیارد ریال می‌باشد). این فقط ۵ برابر بودن بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی نیست که شگفت‌انگیز است. وزارت ارشاد و زیرمجموعه‌های وابسته به آن هر یک ریالی که هزینه می‌کنند با حساب‌وکتاب بوده و به دستگاه‌های نظارتی ازجمله مجلس پاسخگو هستند. درحالی‌که بسیاری از نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی، به هیچ دستگاه و ارگانی در قبال نحوه هزینه‌ها و مخارجاتشان موظف به پاسخگویی و حساب پس دادن نیستند.

علیرغم همه اینها، جناب آیت‌الله سید احمد خاتمی؛ بنده یک‌بار ندیدم که جنابعالی یا سایر ائمه جمعه بعلاوه سایر منتقدین فرهنگی دولت به سروقت این نهادها بروند و محض خالی نبودن عریضه هم که شده یک‌بار از صداوسیما، شورایعالی انقلاب فرهنگی، یک دوجین دستگاه‌ها و نهادهای تبلیغاتی، شورایعالی حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و ... توضیح بخواهند که در برابر آن ۳۰۰۰۰ (سی هزار) میلیارد ریالی که از بیت‌المال می‌گیرند، کدام گام جدی و اصولی را برای رشد، گسترش و ارتقاء فرهنگ کشور برداشته‌اند؟ اگر وضع فرهنگ کشور آن‌گونه که حضرت‌عالی معتقدید خراب است، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می‌بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن ۲۶ نهاد دیگر که ۵ برابر ارشاد بودجه‌شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟ اگر هم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده‌اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی‌تواند آن‌گونه که می‌فرمائید آشفته و نابسامان باشد.

شخصاً از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم؛ چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح‌کردنی به نظر نمی‌رسیدند.

ایام به کام باد
صادق زیباکلام
یازدهم خرداد یک هزار و سیصد و نود و سه

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 و ساعت 0:33 |

در ان روز بارانی پدر نبود تا هم مرا در اغوش بگیرد و هم فرشته اسمانیم را که در حال پرواز بود ببیند ... من بودم و دست های لزران و چشم های گریان پدر بزرگم و مادر بزرگم و چه بسیار سخت گذشت بر این دو ....
و انگاه که همه میگفتند در گور به همراه مادرش دفنش کنید که او را چگونه میتوان از مرگ نجات داد و بزرگش کرد ...
ولی ان دو انسان آسمانی مرا در میانه خون و آب با دست های لزران و چشم های گریان در اغوش محبت خویش گرفتند و هر انچه از محبت یک مادر و ایثار یک پدر لازم بود نثارم کردند و به پایم ریختند .... من ان دو را کفر اگر نباشد می پرستم : پدر بزرگم و مادر بزرگم


+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 و ساعت 1:15 |
شرایط جهان به سوی یک جنگ سرد و شاید هم به سوی یک جنگ گرم به پیش می رو د. روسیه که در چندین بازی با غرب شکست های خفت باری خورده است ( اشغال عراق و افغانستان و سقوط دولت لیبی و مهار انقلاب مصر و...)  این بار می خواهد انتقام همه انها را در همه پرسی بر سر جزیره کیف در اوکراین از غرب یکجا بگیرد و حتی ممکن است دامنه این انتقام جویی را به سراسر اوکراین بکشاند و در ادامه ان اگر توانست تا هر جا که برایش ممکن است دیوانه وار دست به انتقام بزند .

به نظر می رسد که پوتین این بار می خواهد نقش یک هیتلر را در جهان بازی کند و با توجه به بهانه خوبی و موقعیت سوق الجیشی منحصر به فردی که جزیره کریمه دارد این نقش در صورت تداوم تنش ها ، خود را در قامت یک هیتلر جدید اما با دستان نیمه بسته  نشان خواهد داد ، گرچه هزینه ان برای غرب و روسیه بسیار گران تمام خواهد شد .

در این بین کشوری که بیش از همه از این مناقشه سود خواهد برد و در حوزه دیپلماتیکی برگ های برنده اش را با روس دست به دست خواهد کرد ، کشور ایران و شخص بشار اسد می باشد .

کشور ما با مسئله هسته ای که محل مناقشه با غرب می باشد در این مورد بسیار مشتاق است تا  تنش غرب با روسیه هر چه بیشتر و عمیقتر شود و اقای بشار اسد نیز برای بقای حکومت خود ،‌به این مناقشه غرب با روسیه نیاز شدید خواهد داشت .

من هروقت تاریخ کشورمان را می خوانم از هیچ کشوری به اندازه روسیه نفرت ندارم .و او بود که انقلاب مشروطیت را در ایران به تحریک شاه قاجار به بن بست کشانید و مجلس را توسط قزاقان بی شرفش به توپ بست و اگر همان موقع نظامی بر پایه رای مردم و استقرار مشروطیت در ایران روی می داد این همه مصیبت و عقب افتادگی را به جان نمی خریدیم .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 و ساعت 15:50 |

خرس و طوطی
طوطی و خرس توی هواپیما نشسته بودند. طوطی زنگ را فشار داد. مهماندار آمد و گفت: طوطی خانوم! فرمایشی داشتین؟ طوطی با لحنی شوخ گفت: نه. گفت: پس چرا زنگ زدین؟ گفت: همین طوری واسه مسخره بازی. خرس و طوطی خنیدند و مهماندار رفت. چند دقیقه گذشت، طوطی دوباره زنگ زد و مهماندار دوباره آمد و طوطی دوباره گفت برای مسخره بازی زنگ زدم. مهماندار با ناراحتی رفت. دفعه سوم وقتی همه این کارها تکرار شد و طوطی گفت برای مسخره بازی زنگ زدم، مهماندار با خشم در را به او نشان داد و گفت: اگر یک بار دیگر این کار را بکنی از هواپیما پرت ات می کنم بیرون.

دفعه بعد خرس که از طوطی یاد گرفته بود، زنگ زد. میهماندار آمد و گفت: آقاخرسه! کاری داشتین، بفرمائید؟ خرس خندید و گفت: کاری نداشتم. مهماندار با ناراحتی گفت: پس برای چی زنگ زدین؟ خرس با صدای کلفتش در حالی که می خندید گفت: واسه مسخره بازی. مهماندار که سخت عصبانی بود در هواپیما را باز کرد و تصمیم گرفت خرس را پرت کند بیرون. خرس در حال پرت شدن بیرون بود که طوطی گفت: می شه یه سووال ازش بکنم؟ مهماندار گفت: باشه، سووال کن. طوطی از خرس پرسید: تو بال داری و پرواز بلدی؟ خرس گفت: نه، من نه بال دارم و نه پروازبلدم. طوطی گفت: خب احمق! تو که نمی تونی پرواز کنی واسه چی مسخره بازی درآوردی؟
خرس و طوطی
طوطی و خرس توی هواپیما نشسته بودند. طوطی زنگ را فشار داد. مهماندار آمد و گفت: طوطی خانوم! فرمایشی داشتین؟ طوطی با لحنی شوخ گفت: نه. گفت: پس چرا زنگ زدین؟ گفت: همین طوری واسه مسخره بازی. خرس و طوطی خنیدند و مهماندار رفت. چند دقیقه گذشت، طوطی دوباره زنگ زد و مهماندار دوباره آمد و طوطی دوباره گفت برای مسخره بازی زنگ زدم. مهماندار با ناراحتی رفت. دفعه سوم وقتی همه این کارها تکرار شد و طوطی گفت برای مسخره بازی زنگ زدم، مهماندار با خشم در را به او نشان داد و گفت: اگر یک بار دیگر این کار را بکنی از هواپیما پرت ات می کنم بیرون.

دفعه بعد خرس که از طوطی یاد گرفته بود، زنگ زد. میهماندار آمد و گفت: آقاخرسه! کاری داشتین، بفرمائید؟ خرس خندید و گفت: کاری نداشتم. مهماندار با ناراحتی گفت: پس برای چی زنگ زدین؟ خرس با صدای کلفتش در حالی که می خندید گفت: واسه مسخره بازی. مهماندار که سخت عصبانی بود در هواپیما را باز کرد و تصمیم گرفت خرس را پرت کند بیرون. خرس در حال پرت شدن بیرون بود که طوطی گفت: می شه یه سووال ازش بکنم؟ مهماندار گفت: باشه، سووال کن. طوطی از خرس پرسید: تو بال داری و پرواز بلدی؟ خرس گفت: نه، من نه بال دارم و نه پروازبلدم. طوطی گفت: خب احمق! تو که نمی تونی پرواز کنی واسه چی مسخره بازی درآوردی؟

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه هفتم اسفند 1392 و ساعت 22:23 |
بزرگواری : خرس نماد نفهمی است نه نماد کهگلیویه و بویر احمد...

یه مثل معروفی است که میگوید شله ماشکی از خود شکی .....

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 و ساعت 14:32 |
1370 دهدشت در کنار مادر بزرگ مهربان همانکه در ان روز بارانی مرا زندگی بخشید

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه یازدهم بهمن 1392 و ساعت 23:38 |
بیار باده و اول به دست حافظ ده


به شرط انکه سخن زمجلس بدر نرود

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه نهم بهمن 1392 و ساعت 19:22 |

کاش من هم قطعه سنگی بوده ام

زیر دست و تیشه پیکر تراش


+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه نهم بهمن 1392 و ساعت 12:5 |

یه روزی که پشت فرمون ماشین بودم یه لحظه به ذهنم خطور کرد که با چشمان بسته می شود رانندگی کرد؟ .
چشمانم رو که بستم وحشت سراسر وجودم رو فرا گرفت بلافاصله چشمانم رو باز کردم و با خودم گفتم که ادم باید خیلی احمق باشد که با چشمان بسته بخواهد رانندگی کند .خصوصا اگر غیر از خودش ، کسان دیگری داخل ماشین باشند و بد تر اینکه او راننده یه ماشین عمومی باشه .
حال شما تصور کنید که مملکت داری و مدیریت یک جامعه بزرگ هم اگه شبیه رانندگی با چشمان بسته باشه چه بلایی به سر اون مملکت میاد .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه چهارم بهمن 1392 و ساعت 22:59 |
موضوع مهمی به ذهنم خطور کرد که هنوز جوابی برایش نیافتم .
همه می دانیم که نظام حکومتی مبتنی بر رای مردم و به عبارت بهتر دمکراسی از دستاورد های جدید بشری است .
در زمانهای قبل شیوه های حکومتی نه بر اساس رای مردم ، که بر اساس قدرت و برش شمشیر بود .حاکمانی که بر راس هرم قدرت دست می یافتند فقط بر اساس قدرت بیشتر می توانستند رقیب خود را از میدان بدر کنند و خود حاکم شوند و اینها نیز دیر یا زود در همین چرخه قرار می گرفتند و به دست قدرت دیگری سرنگون می شدند .
اما در عصر جدید بشر به این نکته مهم پی برد که ان شیوه و روش متناسب با دنیای امروز نیست و با بالا رفتن سطح علمی و دخالت عقل و تجربه در حوزه های مختلف ، به سمت مشارکت هر چه بیشتر طبقات مختلف ملت در امر تصمیم گیری و به عبارت ساده تر پذیرش رای مردم در اداره کشور و تصویب قوانین در مهار قدرت فردی ، حرکت کرد و در این راه موفقیت های زیادی را در همه عرصه های اجتماعی و علمی و اقتصادی نصیب خود کرد .
در این میان ما مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ شیوه حکومتی تقریبا ثابتی را تجربه کرده ایم . این شیوه حکومتی از نظام خلیفه گری در اهل سنت تا نظام پادشاهی در کشور ایران به عنوان نماد شیعه در جهان ،تقریبا بر اساس یک قالب سیاسی عمل کرده اند و همواره انچه مهم بود رای و نظر حاکم بود که هم مال و جان مردم در دست او بود و هم اخرت انها را هدایت و دیکته می کرد .
حال پرسش اینجاست که رابطه ما مسلمانان با این شیوه حکومتی جدید یعنی دموکراسی چیست ؟ ایا ما می توانیم با ان سابقه دیرین حکومتی فردی تن به شیوه مردم سالاری دهیم و رای و ونظر مردم را در اداره حکومت به طور وافعی بپذیریم ؟
ایا بین ما شیعیان و اهل سنت ، کدامیک ظرفیت پذیرش دموکراسی را در درون خود و اموزه های دینی خود داریم ؟
آیا در تاریخ صدر اسلام مشابهتی بین شیوه حکومتی خلفا و یا انتخاب انها با شیوه جدید گردش قدرت در دموکراسی امروزی وجود دارد ؟
آیا ممکن است جهان امروز در اینده به این نتیجه برسد که شیوه مدیریت جامعه براساس دمکراسی غرب چندان کارساز نیست و شیوه مدیریتی رایج در کشور ما ایران را بپذیرد که حالت بسیار رقیق شده ای از دموکراسی است ؟

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه یکم بهمن 1392 و ساعت 21:21 |
گاهی اوقات لازم است به جای تخریب ساختمان نیمه کاره به تعمیر ان پرداخت .چراکه ممکن است بودجه کافی و یا نقشه بهتری در دست نداشته باشیم .
در عالم سیاست و مسائل جامعه شناختی نیز همین اصل می تواند مصداق داشته باشد .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه یکم بهمن 1392 و ساعت 19:53 |
میر حسین موسوی و مهدی کروبی و خاتمی  در جلسه ای در کنار ایت الله خامنه ای ...

بشکند دستی که این جدایی را ایجاد کرد و بریده باد زبانی که .........

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و نهم دی 1392 و ساعت 21:55 |
بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا شیخ مهدی کروبی

پروردگار متعال جناب عالی را در رنجها و سختی ها، چه در زندانها و محدودیت های فراوان پیش از انقلاب و چه پس از پیروزی که مخلصانه در راه امام و خدمت به انقلاب و مردم تلاش کرده اید و چه امروز که جامعه به خاطر حصر از خدمات شما محروم است آزموده و بحمدالله در همه حال شکیبا بوده اید و در برابر تقدیر الهی تسلیم.

مطمئنا در مصیبت دردناک درگذشت بانوی پرهیزکارو بزرگوار، خواهر ارجمندتان نیز صبورید و لطف ویژه الهی تسلّی بخش دل داغدار شما است.

من این مصیبت را به جناب عالی؛ خاندان محترم کروبی و بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت حق جلّ و علی برای آن فقیده سعیده آمرزش و رحمت و برای بازماندگان معزّزصبر و اجر و سلامتی و برای جنابعالی طول عمر با عزت توام با سلامتی و کامروایی مسآلت می کنم و امیدوارم با رفع حصرها، دلها به هم نزدیکتر و جامعه و انقلاب از وجود عزیزانی چون شما باز هم بهره مند گردد.

با احترام

سید محمد خاتمی
۲۸ دی ماه ۱۳۹۲

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و نهم دی 1392 و ساعت 12:59 |