X
تبلیغات
یک روز بارانی
شرایط جهان به سوی یک جنگ سرد و شاید هم به سوی یک جنگ گرم به پیش می رو د. روسیه که در چندین بازی با غرب شکست های خفت باری خورده است ( اشغال عراق و افغانستان و سقوط دولت لیبی و مهار انقلاب مصر و...)  این بار می خواهد انتقام همه انها را در همه پرسی بر سر جزیره کیف در اوکراین از غرب یکجا بگیرد و حتی ممکن است دامنه این انتقام جویی را به سراسر اوکراین بکشاند و در ادامه ان اگر توانست تا هر جا که برایش ممکن است دیوانه وار دست به انتقام بزند .

به نظر می رسد که پوتین این بار می خواهد نقش یک هیتلر را در جهان بازی کند و با توجه به بهانه خوبی و موقعیت سوق الجیشی منحصر به فردی که جزیره کریمه دارد این نقش در صورت تداوم تنش ها ، خود را در قامت یک هیتلر جدید اما با دستان نیمه بسته  نشان خواهد داد ، گرچه هزینه ان برای غرب و روسیه بسیار گران تمام خواهد شد .

در این بین کشوری که بیش از همه از این مناقشه سود خواهد برد و در حوزه دیپلماتیکی برگ های برنده اش را با روس دست به دست خواهد کرد ، کشور ایران و شخص بشار اسد می باشد .

کشور ما با مسئله هسته ای که محل مناقشه با غرب می باشد در این مورد بسیار مشتاق است تا  تنش غرب با روسیه هر چه بیشتر و عمیقتر شود و اقای بشار اسد نیز برای بقای حکومت خود ،‌به این مناقشه غرب با روسیه نیاز شدید خواهد داشت .

من هروقت تاریخ کشورمان را می خوانم از هیچ کشوری به اندازه روسیه نفرت ندارم .و او بود که انقلاب مشروطیت را در ایران به تحریک شاه قاجار به بن بست کشانید و مجلس را توسط قزاقان بی شرفش به توپ بست و اگر همان موقع نظامی بر پایه رای مردم و استقرار مشروطیت در ایران روی می داد این همه مصیبت و عقب افتادگی را به جان نمی خریدیم .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 و ساعت 15:50 |

خرس و طوطی
طوطی و خرس توی هواپیما نشسته بودند. طوطی زنگ را فشار داد. مهماندار آمد و گفت: طوطی خانوم! فرمایشی داشتین؟ طوطی با لحنی شوخ گفت: نه. گفت: پس چرا زنگ زدین؟ گفت: همین طوری واسه مسخره بازی. خرس و طوطی خنیدند و مهماندار رفت. چند دقیقه گذشت، طوطی دوباره زنگ زد و مهماندار دوباره آمد و طوطی دوباره گفت برای مسخره بازی زنگ زدم. مهماندار با ناراحتی رفت. دفعه سوم وقتی همه این کارها تکرار شد و طوطی گفت برای مسخره بازی زنگ زدم، مهماندار با خشم در را به او نشان داد و گفت: اگر یک بار دیگر این کار را بکنی از هواپیما پرت ات می کنم بیرون.

دفعه بعد خرس که از طوطی یاد گرفته بود، زنگ زد. میهماندار آمد و گفت: آقاخرسه! کاری داشتین، بفرمائید؟ خرس خندید و گفت: کاری نداشتم. مهماندار با ناراحتی گفت: پس برای چی زنگ زدین؟ خرس با صدای کلفتش در حالی که می خندید گفت: واسه مسخره بازی. مهماندار که سخت عصبانی بود در هواپیما را باز کرد و تصمیم گرفت خرس را پرت کند بیرون. خرس در حال پرت شدن بیرون بود که طوطی گفت: می شه یه سووال ازش بکنم؟ مهماندار گفت: باشه، سووال کن. طوطی از خرس پرسید: تو بال داری و پرواز بلدی؟ خرس گفت: نه، من نه بال دارم و نه پروازبلدم. طوطی گفت: خب احمق! تو که نمی تونی پرواز کنی واسه چی مسخره بازی درآوردی؟
خرس و طوطی
طوطی و خرس توی هواپیما نشسته بودند. طوطی زنگ را فشار داد. مهماندار آمد و گفت: طوطی خانوم! فرمایشی داشتین؟ طوطی با لحنی شوخ گفت: نه. گفت: پس چرا زنگ زدین؟ گفت: همین طوری واسه مسخره بازی. خرس و طوطی خنیدند و مهماندار رفت. چند دقیقه گذشت، طوطی دوباره زنگ زد و مهماندار دوباره آمد و طوطی دوباره گفت برای مسخره بازی زنگ زدم. مهماندار با ناراحتی رفت. دفعه سوم وقتی همه این کارها تکرار شد و طوطی گفت برای مسخره بازی زنگ زدم، مهماندار با خشم در را به او نشان داد و گفت: اگر یک بار دیگر این کار را بکنی از هواپیما پرت ات می کنم بیرون.

دفعه بعد خرس که از طوطی یاد گرفته بود، زنگ زد. میهماندار آمد و گفت: آقاخرسه! کاری داشتین، بفرمائید؟ خرس خندید و گفت: کاری نداشتم. مهماندار با ناراحتی گفت: پس برای چی زنگ زدین؟ خرس با صدای کلفتش در حالی که می خندید گفت: واسه مسخره بازی. مهماندار که سخت عصبانی بود در هواپیما را باز کرد و تصمیم گرفت خرس را پرت کند بیرون. خرس در حال پرت شدن بیرون بود که طوطی گفت: می شه یه سووال ازش بکنم؟ مهماندار گفت: باشه، سووال کن. طوطی از خرس پرسید: تو بال داری و پرواز بلدی؟ خرس گفت: نه، من نه بال دارم و نه پروازبلدم. طوطی گفت: خب احمق! تو که نمی تونی پرواز کنی واسه چی مسخره بازی درآوردی؟

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه هفتم اسفند 1392 و ساعت 22:23 |
بزرگواری : خرس نماد نفهمی است نه نماد کهگلیویه و بویر احمد...

یه مثل معروفی است که میگوید شله ماشکی از خود شکی .....

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 و ساعت 14:32 |
1370 دهدشت در کنار مادر بزرگ مهربان همانکه در ان روز بارانی مرا زندگی بخشید

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه یازدهم بهمن 1392 و ساعت 23:38 |
بیار باده و اول به دست حافظ ده


به شرط انکه سخن زمجلس بدر نرود

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه نهم بهمن 1392 و ساعت 19:22 |

کاش من هم قطعه سنگی بوده ام

زیر دست و تیشه پیکر تراش


+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در چهارشنبه نهم بهمن 1392 و ساعت 12:5 |

یه روزی که پشت فرمون ماشین بودم یه لحظه به ذهنم خطور کرد که با چشمان بسته می شود رانندگی کرد؟ .
چشمانم رو که بستم وحشت سراسر وجودم رو فرا گرفت بلافاصله چشمانم رو باز کردم و با خودم گفتم که ادم باید خیلی احمق باشد که با چشمان بسته بخواهد رانندگی کند .خصوصا اگر غیر از خودش ، کسان دیگری داخل ماشین باشند و بد تر اینکه او راننده یه ماشین عمومی باشه .
حال شما تصور کنید که مملکت داری و مدیریت یک جامعه بزرگ هم اگه شبیه رانندگی با چشمان بسته باشه چه بلایی به سر اون مملکت میاد .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه چهارم بهمن 1392 و ساعت 22:59 |
موضوع مهمی به ذهنم خطور کرد که هنوز جوابی برایش نیافتم .
همه می دانیم که نظام حکومتی مبتنی بر رای مردم و به عبارت بهتر دمکراسی از دستاورد های جدید بشری است .
در زمانهای قبل شیوه های حکومتی نه بر اساس رای مردم ، که بر اساس قدرت و برش شمشیر بود .حاکمانی که بر راس هرم قدرت دست می یافتند فقط بر اساس قدرت بیشتر می توانستند رقیب خود را از میدان بدر کنند و خود حاکم شوند و اینها نیز دیر یا زود در همین چرخه قرار می گرفتند و به دست قدرت دیگری سرنگون می شدند .
اما در عصر جدید بشر به این نکته مهم پی برد که ان شیوه و روش متناسب با دنیای امروز نیست و با بالا رفتن سطح علمی و دخالت عقل و تجربه در حوزه های مختلف ، به سمت مشارکت هر چه بیشتر طبقات مختلف ملت در امر تصمیم گیری و به عبارت ساده تر پذیرش رای مردم در اداره کشور و تصویب قوانین در مهار قدرت فردی ، حرکت کرد و در این راه موفقیت های زیادی را در همه عرصه های اجتماعی و علمی و اقتصادی نصیب خود کرد .
در این میان ما مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ شیوه حکومتی تقریبا ثابتی را تجربه کرده ایم . این شیوه حکومتی از نظام خلیفه گری در اهل سنت تا نظام پادشاهی در کشور ایران به عنوان نماد شیعه در جهان ،تقریبا بر اساس یک قالب سیاسی عمل کرده اند و همواره انچه مهم بود رای و نظر حاکم بود که هم مال و جان مردم در دست او بود و هم اخرت انها را هدایت و دیکته می کرد .
حال پرسش اینجاست که رابطه ما مسلمانان با این شیوه حکومتی جدید یعنی دموکراسی چیست ؟ ایا ما می توانیم با ان سابقه دیرین حکومتی فردی تن به شیوه مردم سالاری دهیم و رای و ونظر مردم را در اداره حکومت به طور وافعی بپذیریم ؟
ایا بین ما شیعیان و اهل سنت ، کدامیک ظرفیت پذیرش دموکراسی را در درون خود و اموزه های دینی خود داریم ؟
آیا در تاریخ صدر اسلام مشابهتی بین شیوه حکومتی خلفا و یا انتخاب انها با شیوه جدید گردش قدرت در دموکراسی امروزی وجود دارد ؟
آیا ممکن است جهان امروز در اینده به این نتیجه برسد که شیوه مدیریت جامعه براساس دمکراسی غرب چندان کارساز نیست و شیوه مدیریتی رایج در کشور ما ایران را بپذیرد که حالت بسیار رقیق شده ای از دموکراسی است ؟

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه یکم بهمن 1392 و ساعت 21:21 |
گاهی اوقات لازم است به جای تخریب ساختمان نیمه کاره به تعمیر ان پرداخت .چراکه ممکن است بودجه کافی و یا نقشه بهتری در دست نداشته باشیم .
در عالم سیاست و مسائل جامعه شناختی نیز همین اصل می تواند مصداق داشته باشد .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه یکم بهمن 1392 و ساعت 19:53 |
میر حسین موسوی و مهدی کروبی و خاتمی  در جلسه ای در کنار ایت الله خامنه ای ...

بشکند دستی که این جدایی را ایجاد کرد و بریده باد زبانی که .........

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و نهم دی 1392 و ساعت 21:55 |
بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا شیخ مهدی کروبی

پروردگار متعال جناب عالی را در رنجها و سختی ها، چه در زندانها و محدودیت های فراوان پیش از انقلاب و چه پس از پیروزی که مخلصانه در راه امام و خدمت به انقلاب و مردم تلاش کرده اید و چه امروز که جامعه به خاطر حصر از خدمات شما محروم است آزموده و بحمدالله در همه حال شکیبا بوده اید و در برابر تقدیر الهی تسلیم.

مطمئنا در مصیبت دردناک درگذشت بانوی پرهیزکارو بزرگوار، خواهر ارجمندتان نیز صبورید و لطف ویژه الهی تسلّی بخش دل داغدار شما است.

من این مصیبت را به جناب عالی؛ خاندان محترم کروبی و بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت حق جلّ و علی برای آن فقیده سعیده آمرزش و رحمت و برای بازماندگان معزّزصبر و اجر و سلامتی و برای جنابعالی طول عمر با عزت توام با سلامتی و کامروایی مسآلت می کنم و امیدوارم با رفع حصرها، دلها به هم نزدیکتر و جامعه و انقلاب از وجود عزیزانی چون شما باز هم بهره مند گردد.

با احترام

سید محمد خاتمی
۲۸ دی ماه ۱۳۹۲

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در یکشنبه بیست و نهم دی 1392 و ساعت 12:59 |

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در شنبه بیست و هشتم دی 1392 و ساعت 21:14 |
دوسال پیش بود که کتاب تاریخ و جغرافیای وجودم با صدای پنهان و مانده در پس تو های ارزو هایم باز خوانی شد و باغ زندگیم را که می رفت تا اخرین شاخه هایش به باد خزان تقدیم کند بارانی از ابر محبت و عشق به زندگی جانی دوباره داد .
امیر علی و فاطمه موسوی این دو بال زندگیم را بعد از سالها که در آرزوی پرواز بر فراز اسمان زندگی نشسته بودم دست مهربان خداوندی به من هدیه نمود و هم اکنون دوسال است که هرگاه اراده کنم می توانم به راحتی در اسمان زندگی پر واز کنم .
من شاید ادعا کنم که قدر دان مهر و محبت و لطف خداوندیم ولی حقیقتا باید اعتراف کنم حتی نمی توانم به اندازه یک لبخند بچه هایم از عهده این لطف خداوند برایم .
و ان هنگام که از در خانه پای به داخل منزل می گذارم و فرشته های نازنینم با لخند و ترنم صدای شیرین "بابا بابا " خود را در اغوش ارزوهایم می اندازند، برای من از هر لحظه ای شیرین تر است .
انها فضای خالی وجودم را انچنان از عشق و محبت و لبخند و امید و سپاس خداوندی پرکرده اند که خود را خوشبخت ترین ادم دنیا می دانم .

و البته و صد البته ان هنگام و در ان سالهای دور و دراز ارزو نیز دلم انچنان محکم و استوار به گشایش و رفع گرفتاری بود که هر لحظه می دانستم که روزی هدیه ای از اسمان برایم خواهد امد و مرا از شهد اسمانیش سیراب خواهد کرد .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در شنبه بیست و هشتم دی 1392 و ساعت 21:9 |
نگاه امنیتی همچون شکارچی بی رحمی است که از قدرت بلامنازع خود برای حذف و هضم رقیب بی رحمانه استفاده می کند .
در فضای امنیتی همه چیز با دید منفی و مشکوک نگاه می شود و عینک ها همه دودی هستند و نمی توان سیمای حقیقی کنش های جامعه را بطور شفاف دید .
با هرکس که حرف می زنی هر نوشته را که می خوانی از هر تکنولوژی ارتباطی که استفاده می کنی همه و همه مشکوک و نامطمئن هستند و مانند این می ماند که بر سر یک چند راهی قرار گرفته ای و هیچ اعتماد و اطمینان نداری که کدام راه شما را به مقصد می رساند و اگر هم از قضا یکی پیدا شود که بخواهد راه درست را به شما نشان دهد به هیچ عنوان به دلسوزیش اعتماد نمی کنید .جامعه امنیتی شده جامعه بی اعتماد و بیمار است و در ان دروغ و ریا و خیانت و حرف های درگوشی و فعالیت های زیر زمینی و هوای غبار الود موج می زند و هیچ کس برای فردای خود نمی تواند برنامه داشته باشد .
در این فضا اجتهاد در اندیشه و حرف های نو و تحقیق های بی طرف و تاریخنگاری واقعی و هنر ازاد معنی ندارد و همه اینها را که بر شمردم می بایست ذیل اراده ان فضای ترسیم شده امنیتی عمل می کنند و به انها قدرت مانور داده می شود .
فضای امنیتی چشم های حقیقت را کور می کند و و با ترویج توهم توطعه همه را حول یک نقطه فرا می خواند و از خلاقیت و ابتکار و نوع اوری و دگر اندیشی جامعه را محروم می کند .
دانش اموز که بودم در بعضی از کلاس های درس از روش سخت گیرانه بعضی از معلمین خاطرات تلخی دارم و انها در کلاس درس تنها در پی اثبات خود بودند و از هر نوع حرکت و سوال و روی بر گرداندن و پرسشگری و عذر برای نفهمیدن درس بشدت عکس العمل نشان می دادند و در مدت چند هفته انگونه می شد که هر گاه درس را نیز نمی فهمیدیم در پاسخ به سوال معلم که می گفت بچه ها متوجا شدید ؟ همه می گفتند بلهههههه!!! و هیچکس جرات گفتن سوال و نقد راه و روش معلم سختگیر را نداشت .
طراحان پروژه امنیتی کردن فضای سیاسی و دانشگاهی و اقتصادی و مطبوعاتی در کشور با این شیوه و روش خود خام پروری می کنند و همه را ناپخته می خواهند و عملا بر این نکته مهم صحه می گذارند که چارچوب سیستم قدرت چندان مردمی و محکم و فراگیر نیست و باید خیمه را از دست بادهای داخل و خارج درامان نگاه داشت.

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در دوشنبه بیست و سوم دی 1392 و ساعت 12:35 |
ریاست محترم جمهور دکتر حسن روحانی :

این دولت به تمام تعهدات و قول‌هایی که در انتخابات داده است عمل خواهد کرد. کارت زرد برای این دولت نگرانی نیست.

* (خطاب به هنرمندان) از شما می‌خواهم آثار امید بخش تولید کنید آثار یاس‌آور کافی است ما با همه توان می‌خواهیم “افراطیون” را به انزوا برانیم.

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در جمعه بیستم دی 1392 و ساعت 0:50 |

من حاکمی را می ستایم و قبول دارم که هم وزن مسئولیتش پاسخگو باشد .

حاکمی را می ستایم و قبول دارم که در برابر اشتباهش توان معذرت خواهی داشته باشد .

حاکمی را قبول دارم که خود را در برابر قانون عملا و نه شفاها همانند تک تک افراد ملت بداند .
حاکمی را می ستایم و قبول دارم که برای یک بار هم که شده مانند حضرت امیر (ع) با شاکی خود به محکمه رود و عادلانه برای هر دو قضاوت شده باشد .

حاکمی را می ستایم و قبول دارم که چرخه قدرت را قبول داشته باشد و خود را برای همیشه و تاپایان مرگ بر مسند قدرت تصور نکند.

و می دانم که هر حاکمی باید اقتدار داشته باشد و نباید اقتدار حاکم نیز در جامعه لوث شود و نباید هر روز او را به محکمه کشاند و او نباید هر روز از رفتارش که ناثواب بود از مردم عذر بخواهد و اگر اینگونه شد او بهتر است کنار رود .

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در پنجشنبه نوزدهم دی 1392 و ساعت 13:0 |

روزی خواهیم مرد
و ان روز دیر نخواهد بود
و قبل از مردن شاید پیر شده باشیم
و گوشت تنمان را لاشخور ها هم مز مزه نمی کنند.
ان روز دلمان برای اسمان آبی تنگ خواهد شد
و لک لک ها از بالای سر به ما سلام می کنند
بی انکه جوابی از ما بشنوند
این کره خاکی گشت و گشت و گشت تا نوبت به ما رسید
و در ان دم ارزو می کنیم که کاش باز هم می گشت

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در پنجشنبه نوزدهم دی 1392 و ساعت 12:27 |
حافظي کو تا بيايد رازها افشا کند .......
سفره دل را گشايد زخمها درمان کند .............

رستمی کو تا بیاید خان ما از هشت رفت .....
آرشی دیگر بباید کار ما سامان کند............

شد طبیب شهر ما مایوس از درمان درد ....
گو بیاید بوعلی تا درد را درمان کند .........

پير طوس از شرق ايد مولوي از قونيه......
سعدي از شيراز ايد تا لبي خندان کند...........

روز و شب دارم اميد و چشمها در انتظار ....
تا مسيحي ديگر آيد درد را درمان کند .........

روزی که برای دور دوم ریاست جمهوری اقای محمد خاتمی این شعر را سرودم ...سال 80 یادش بخیر چه شور و حالی داشتیم و چه امیدی برای رشدو تعالی داشتیم و چه شوقی برای مطالعه داشتیم و فضای شهر و دیارمان از امید و شوق و حرکت موج می زد و در هر کوی برزن نهال فرهنگ و علم و پیشرفت در حال جوانه زدن بود ولی صد حیف که نه باغبان خوبی برای پاسداری از این باغ جوان بود و نه گرگ ها و شغالها و کفتار ها مجالی برای بار ور شدن باغ داده بودند .و شد اینکه در هشت سال بعد همه دیدیم و شنیدیم و نا شنیده ها و نادیده ها ناخونده های بسیاری نیز هست که شاید و شاید نوبت خواندن و دیدن انها به عمر ما نرسد.

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در پنجشنبه نوزدهم دی 1392 و ساعت 12:26 |

روزی در جلسه امتحانی در دبیرستان محل خدمتم  ، همه دانش اموزان تمایل به تقلب داشتند و از هر راهی برای تقلب و  کسب نمره نامشروع استفاده می کردند .اعصابم به هم ریخت و از همه بد تر اینکه در میان دانش اموزان متقلب ، دانش اموزی را که هیچ گمان بد در مورد وی نمی رفت و تا دو سال اول تحصیل بشدت از تقلب متنفر بود   از نظر ادب و مذهبی بودن مورد اعتماد بود هم در حال تقلب دیدم .

خیلی ناراحت شدم و بعد از جلسه امتحان ازش پرسیدم فلانی شما هم ؟!!

گفت اقا وقتی همه دانش اموزان تقلب می کنند و بطور ناحق نمره خوب می اورند و و از من که خیلی کمتر  درس خوانده انده  نمره بیشتری می گیرند ، من هم مجبور  شدم تقلب کنم .

این حقیقت را می توان به واقعیت های زیادی در جامعه نسبت داد و مشابه انها را نیز پیدا کرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در سه شنبه هفدهم دی 1392 و ساعت 14:52 |
بود ایا که گشایند در بسته حصر
بو.د ایا که زند خنده دوتا مرغ قفس بسته حصر ........

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان ِصبوحی‌زدگان
بس در ِبسته به مفتاح دعا بگشایند

+ نوشته شده توسط سید بلال موسوی در دوشنبه شانزدهم دی 1392 و ساعت 15:6 |