|
|
|
|
|
درختان پیر را فرسوده نپنداریم چرا که انها ریشه دارترند و سایه های بیشتر و خنک تر دارند. برگهای سر سبز بیشتر دارند و خدمت بیشتری به رهگذران خسته و از راه کرده اند و در کنار همین درختان پیر و تنومند بود که درختان کوچکتر رشد کرده اند و بار و برگ داده اند . این درختان پیر برای رسیدن به این حال و روز چه شاخه ها که از انها بریده نشد و چه برگها که از انها بر زمین نیفتاد و چه بی ابی ها و خشکسالی ها و بادهای گرم و سرد را به جان نخریده اند . سزا نیست حال که خود درخت باروری شده ایم به درختان پیر طعنه زنیم که شما فرسوده شده اید .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 14:15 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
راهم را به سوی امید دنبال میکنم و تا انتهای آن خواهم رفت . دیروز در ایستگاه های متفاوتی از زندگی توقف کرده بودم و لی هیچگاه از ریل زندگی خارج نشدم .
شاید این آخرین ایستگاه باشد که من پای به ان نهاده ام .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 20:24 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دانم شما هم مثل من به جمله نمی دانم چه بنویسم هم رسیده اید؟
ایا فضای سرد را احساس می کنید ؟ البته ما به زمستان نزدیک می شویم و هوا به تدریج سرد وسردتر خواهد شد .از درون پاییز در حال عبوریم و برگهای سبز بهاری در حال ریزش و رنگ سبز زندگی جای خود را به رنگ زرد خواهد داد و خورشید تا مدتی دیگر به زیر ابرهای تیره فرو خواهد رفت و همه ما در یک زمستانی سرد فرو خواهیم رفت و به درون کلبه های خود خواهیم خزید و از سیاهی شب جز خواب اشفته سهمی نخواهیم یافت . شاید تاریخ یک جامعه یا یک فرد نیز مانند فصل های سال باشد که بهاری در پی زمستان و زمستانی در پی پاییز و پاییزی در پی تابستان داشته باشد . زمستان فصلی پر از اشوب و صدای رعد و برق و اتش اذرخش و جاری شدن سیل و طوفانهای سهمگین است و بهار جشن پیروزی بر زمستان و بر امدن لاله ای سبز و سرخی است که جور زمستاان را بر جان خود خریدند و تابستان برداشت از کاشتی است که در بهار داشته ایم و ایجاد ثبات و ارامش و گرمی در رگهای جامعه است و پاییز اغازی بر بحران و تلاطم و ریزش دوباره برگهای سبزی است که بهار را به ما تقدیم کرده بودند و به ناچار و یا به اجبار می بایست از صحنه به در روند و بر خاک تکیه زنند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند که به دنبال پاییز زمستانی سخت همه جا را فرا می گیرد و باز تاریخ تکرار می شود و تکرار می شود ........ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 13:28 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهي در هنگام يک اتفاق کلماتي وجود دارد که اگر به موقع از انها استفاده شود مي تواند معجزه بيافريند و از اتفاقات ناگوار بعدي جلوگيري نمايد .يکي از کلمات نا اشنا در ميان مسئولين کشور ما کلمه معذرت خواهي ميباشد که تا کنون در ادبيات سياسي مسئولين کشور رواج پيدانکرده است .اميد است که اين۰وازه نيز بتواند جايگاه مناسب خود را در ادبيات مسئولين نظام پيداکند تا اگر جايي اشتباه تصميم و يا عمل کرديم شهامت اعتراف به اشتباه داشته باشيم نه اينکه هميشه مخالفين سليقه خود را به اعتراف به اشتباه مجبور کنيم . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:43 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
داستان ملاقات سعدی رحمت الله علیه و ابا قاآن در تبریز سعدی نقل میکند که در آنجا به دیدار آن پادشاه مغول شتافت و پادشاه مغول از او خواست که او را موعظهای بکند. سعدی نقل میکند که چند جملهای بر سبیل موعظه گفتم و در پایان این دو بیت را برای او خواندم: شهی که پاس رعیت نگاه میدارد وگرنه راعی خلق است زهر مارش باد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 0:50 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنا به کیفر خواست نماینده دادستان در دادگاه متهمین انتخابات در تهران احزابی مانند حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب باید منحل گردند . و اين يعني پايان فعاليت علني و قانوني احزابي که با خط و مشي حکومت اختلاف نظر در اداره کشور را دارند و کاتاليزي بر فرايند بي اعتمادي بيشتر مردم ميشود .
این کاخ که می بینی گاه از تو و گاه از من جاوید نمی ماند، خواه از تو و خواه از من کبکی به هزاری گفت پیوسته بهاری نیست این خنده و افغان چیست، گل از تو گیاه از من با خویش در افتادیم تا ملک ز کف دادیم از جنگ کسان شادیم، داد از تو و آه از من
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:15 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
فرا رسيدن ماه مبارک رمضان را به همه عاشقان معنويت و اخلاص و درستکاري تبريک عرض مينمايم و اميدوارم که خداوند متعال به همه اين عاشقان توفيق روز افزون در زندگي را عنايت فرمايد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 22:33 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:28 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
دفاع از نظام اسلامي به هر وسیله؟!!محمد مطهري
1. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوههاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي ميدهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند. 2. به نظر ميرسد که در کشور ما همه مسائل، جز يک مسأله، قابل چشم پوشي و يا اهمال است حتي آنجا که پاي يک حکم اسلامي و يا روحانيت در ميان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنيتي» به خود بگيرد، به طوري که تقاضاي اجراي عدالت در مورد يک مساله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل. به همين دليل است که براي آزرده نشدن برادران اروپايي حکم قطع دست سارق (در شرايط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نميشود و حتي در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نواميس مردم به خاطر اعتراض کشورهاي غربي کوتاهي صورت ميگيرد (چون اين مسائل «امنيتي» نيست و بنابراين ميتوان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بني يعقوب در زندان اگر تمام آبروي اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسألهاي نيست چون پاي دردانههاي امنيتي در ميان است. باز از همين روست که فيلم «مارمولک» با اينکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانيت را داشت از سوي کارشناسان امنيتي بي اشکال اعلام شد اما فيلم «به رنگ ارغوان» که در مورد يک مأمور امنيتي است به خاطر ممانعت آنان جواز نمايش نميگيرد. 3. هنوز پس از سي سال معلوم نيست که وظيفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهاي مشهود در نظام اسلامي چيست؟ من نميدانم که چرا بايد درباره رابطه ميان جمهوريت و اسلاميت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمي مانند وظيفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در يک نظام اسلامي، مورد توجه قرار نگيرد؟ حضرت امام (ره) در وصيتنامه خويش در مورد ترويج فساد چنين هشدار دادند که «مردم به دستگاههاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند». البته به مخيله امام هم خطور نميکرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را به بهانه شرايط امنيتي، بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه ميداد. 4. افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار ميشد. اين ديگر چه صيغهاي است که وقتي کسي بازداشت ميشود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدي در تکثير مخالفان نظام در ميان باشد). در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانوادههاي بازداشت شدگان ميخواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر ميشود! آيا اين همان "آزادي تقريبا مطلق" در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن ميگفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانوادههاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است. 5. عمل به قانون هم مثل خيلي چيزهاي ديگر جناحي شده است. خلاف قانون، فقط اين نيست که کانديدايي به حکم شوراي نگهبان تمکين نکند. نميشود در اين مورد فرياد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غيرقانوني با مردم معترض ـ که با اندک محبتي ميتوانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پيش از اين نيز گفته ام اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» صورت ميگيرد سقوط نکند بسيار بعيد است که با عامل ديگري، حتي حمله نظامي از پا درآيد. 6. ميان «جمع کردن» يک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسيار است. اولي از کساني برمي آيد که به هر مساله تنها به ديد امنيتي مينگرند و دومي کار افراد بصير و دلسوزي است که ديدي جامع به مسائل داشته و راه حلهاي امنيتي را آنهم بدون وقوع هيچ ظلمي آخرين گزينه ميدانند نه اولين گزينه. با ظلم ميتوان يک مسأله را جمع کرد اما نميتوان آن را حل کرد. در يک نظام مردمي هميشه راه حل غير امنيتي مقدم و بسيار کارساز است. روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» ميدانند چگونه درباره اين کارخانههاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نميآورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين ميکنند با جوانان بي نام و نشان چه ميکنند؟ اين را هم بايد اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زياد داريم. عدهاي توجه ندارند که به ويژه در هنگام بحرانها، دشمنشناسي تنها از معدود افراد بصير، عالم و متقي بر ميآيد و نبايد اجازه داد يکي با دسترسي به شنود، ديگري با خواندن چند بولتن محرمانه، سومي براي تسويه حسابهاي شخصي، چهارمي با تفسيرهاي سودجويانه تحليلهاي بيگانگان و پنجمي براي خودشيريني يا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند. اين به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و ميکنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام ميدهند که از هيچ دشمني بر نميآيد. 7. کسي نميتواند خود را پيرو ولايت فقيه بداند و در عين حال در مورد ظلمهايي که نهايتا کل نظام اسلامي را به نابودي خواهد کشاند بي تفاوت بماند، مگر آنکه پيامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پيامبر (ص)، ظلم يک حکومت را نابود ميکند و حتي کفر چنين اثري ندارد. بنابراين هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بيشتري دارد بايد نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطري است که رهبري و کل نظام را تهديد ميکند بيشتر فرياد بزند. کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري ميزند و در عين حال بر اين ظلمها چشم ميبندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او. چه اتفاقي بايد بيفتد که قاطبه علما که خود نيز براي استقرار و دوام نظام زحمتها کشيدهاند فارغ از جناح بنديها و دعواهاي انتخاباتي در مقابل اين ظلمها واکنش جدي نشان دهند؟ آيا براي مردم قابل قبول است که براي فوت يک عالم دست چندم ـ که البته تکريمشان واجب است ـ چندين اطلاعيه از سوي علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولي براي مرگ چند جوان در بازداشتگاههايي که هيچ کس مسؤوليت آن را نميپذيرد سکوت پيشه شود؟ نقش روحانيت در نظام اسلامي تملق گويي نسبت به نظام نيست، بلکه همان طور که شهيد مطهري تاکيد داشت ـ و البته تا حد زيادي مغفول ماند ـ رويکردي نظارتي و منتقدانه با تکيه بر عدالت است. در اينجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معناي ناديده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنيت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زيادي براي مردم انجام داده و ميدهند و نه به معناي عدم لزوم مجازات سنگين براي آشوبگران واقعي که بسيار هم اندک بودهاند. ديگر آنکه راه حلهايي از قبيل تشکيل چند کميته رسيدگي ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند يکي از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهايتا به تهيه چند گزارش «خيلي محرمانه» و ارسال آن براي مسئولان بينجامد، هيچ کمکي به باور مردم به مقابله جدي با اين فجايع نخواهد کرد و شايد تشکيل ندادنش مفيدتر باشد زيرا براي مردم اميد واهي ايجاد ميکند. روشن است که مرحوم محسن روح الاميني تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيدهايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبري با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگاني مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبري موجود، کسي نميداند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بيکسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان ميگردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است. آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر ميرسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند. شربيني که توسط يک «شهروند» آلماني در يک کشور سکولار کشته شد و در بيش از 200 بخش خبري در کشورمان از او ياد شد بسيار مظلوم بود، اما آيا يک جوان ايراني که در يک اعتراض آرام خياباني دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبري ـ آن هم در کشوري که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان ميداند ـ از بازداشتگاه بيرون ميآيد صدها بار مظلومتر از شربيني نيست؟ اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچکدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نميشود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 13:11 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
این روزها حملات شدیدی به اقای هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال شکل گرفتن است و بعید نیست که در ادامه حملات بیرحمانه خود همه گرفتاری های ۳۰ ساله را به دوش وی بگذارند و او را مقصر همه مشکلات پیش امده از بدو انقلاب تا حالا معرفی کنند .
و چه بسا اگر این وضعیت کنترل نشود اورا در یک پیچ خطرناک از قطار پیاده نمایند و آقایان به تنهایی مسیر را ادامه دهند. و یا اینکه پیچ خطرناک همه مسافران را یکجا از قطار پیاده نماید .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:42 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
خداوند متعال مي فرمايد: «ان الله يامرکم ان تودوا الا مانات الي اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل» «خداوند، به شما فرمان مي دهد که امانت ها را به اهلش بسپاريد و هنگامي که ميان مردم داوري مي کنيد، به عدالت داوري کنيد.»
آن کس که خود را پيشواي مسلمانان قرار دهد، در صورتي که مي داند در ميان آنان کسي برتر از او وجود دارد، به خدا و رسول خدا و مسلمانان خيانت کرده است الحياه ، ج 2، ص 585 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 15:11 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
در خوشبينانه ترين رابطه بين ملت و حاكميت مي توان گفت كه: ملت فرزندان حاكمان هستند. پس چه خوب است كه پدران با فرزندان خودبيشتر با زبان محبت گفتگو كنند . سعدي رحمت الله عليه فرمود : چو از باغ رعيت ملك خورد سيبي براورند غلامان درخت از بيخ
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 12:16 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
به دنبال اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری به نظرم می رسد که حوادث تاریخی مهم و سخت دیگری را در پیش خواهیم داشت .
البته اگر جناب اقای احمدی نزاد و مشاورانش همچنان بر طبل دشمن تراشی در داخل و خارج بکوبد وضع از انچه تصور می شود هم بدتر خواهد شد مگر اینکه عقل و هوشمندی بر احساسات و خامی چیره گردد و ما بتوانیم از این گردنه سخت چهار سال به سلامت عبور کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 10:30 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیشب نمایش اخلاق با ضد اخلاق بود.یکی اتهام میزد و دیگری با منطق و صبر جواب می داد .یکی از شدت خرابی های ببار اورده به زمین و زمان می نالید و حمله می کرد و دیگری به او پاسخ میداد که این ره که تو می روی به ترکستان است!!.
ایا این بود نتیجه ۳۰ سال پختگی سیاسی میان دولتمردان جمهوری اسلامی که به جای منطق چماق را بر دست گیرند و اخلاق را زیر پای خود لگد مال نمایند. احمدی نژاد دیشب اخلاق و ادب را لگد مال کرد و همه را به یک باره دشمن خود خواند و خود را مظلوم ترین انسان روی زمین نمایش داد . او سه دولت را از زمان امام تا زمان خاتمی همه و همه را ناکار امد و دشمن خود خواند . ایا هاشمی که رییس مصلحت نظام و رییس خبرگان رهبری و هشت سال رییس جمهور و هشت سال رییس مجلس و با ان سابقه مبارزاتی قبل از انقلاب در کارنامه خویش و یا اقای خاتمی و یا اقای کروبی و یا اقای محسن رضایی همه و همه دروغ میگویند و احمدی نزاد راست میگوید؟ به نظر من میرحسین موسوی با نمایش اخلاق و منطق و درس بزرگی به همه اندیشمندان و جوانان و کودکان و پیران و ... همه و همه داد . من مطمعن هستم که متانت بر وقاهت و صداقت بر فریب پیروز خواهد شد و اگر هم به ظاهر خود را بر کرسی بنشاند موفق نخواهد شد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 14:27 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
ایام تبلیغات برای ریاست جمهوری است . عده ای اینگونه و عده ای آنگونه وعده ای دیگر دگرگونه می اندیشند و به دنبال کاندید مورد نظر خود می دوند. البته که مهم است و بی خیال نشستن و روی برگرداندن کار درستی نیست اما چه بسیار سخت است برای کسی که گذشته ها را به یاد بیاورد و باز خود را قانع کند که برود و تلاش کند تا دیگری بیاید و بر مسند ریاست جمهوری بنشیند. عده ای میگویند احمدی نژاد ما را در جهان سربلند کرد و عده ای درست نقطه مقابل این حرف را برزبان می اورند عده ای میگویند کروبی شجاع و نترس است و می تواند از حقوق ملت دفاع کند و عده ای او را به باد انتقاد میگیرند عده ای میرحسین موسوی را مدیری توانا در اداره کشور در هشت سال جنگ می دانند و عده ای او را باز نشسته ای می دانند که تا حال از صحنه مدیریت کشور برکنار بود و دوباره به کار دعوتش کرده اند. اما هرچه هستند خوب یا بد زشت یا زیبا باید بدانیم که اینها دست پرورده ۳۰ سال مدیریت سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی این کشور و نظام بوده و قرار است دوباره یکی از انها مدیریت کلان کشور را در این دریای طوفان زده اقتصادی و ... بیکاری و مشکلات اجتماعی و اخلاقی ,ناخدایی کنند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 13:55 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
از امروز تا وقتی دیگر خدا حافظ . !!!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:0 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
بااجازه از دکتر مهاجرانی
نقد مهندس موسوی بر یادداشت طنزنویسی، و نیز دفاع از حق انتقاد خانم فاطمه رجبی، از زمره همان میناگری هایی ست که در زمانه عسرت و غلظت سنگین سیاست، کمتر دست می دهد. برگرفته از مبسایت مکتوب http://mohajerani.maktuob.net/ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:51 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
میر حسین موسوی : جمع کردن آرا به ازای یک گونی سیبزمینی تحقیر مردم است:
وی با اشاره به مشكلاتی كه در سال های اخیر پیش آمده است اظهار داشت:« الان در شرایطی كه داریم ساختارهای تصمیمگیری مثل شوراها، سازمان برنامهریزی تضعیف شده یا از هم پاشیدهاند. باید كمك كرد این وضع اصلاح شود. امروز قانونگریزی یك روال و رویه شده است. در مجلس گفته میشود بیش از یك میلیارد به خزانه ریخته نشده اما دولت توجهی ندارد و آب از آب تكان نمی خورد. در این مملكت خیلی اتفاقات رخ داده كه باید تامل كرد. واقعا چه اتفاقی است كه عدهای فكر می كنند با یك گونی سیب زمینی و پول تو جیبی میتوانند در شب انتخابات رای جمع كنند. آیا این تحقیر مردم نیست؟ آیا وقتی بیش از 98 درصد مردم به جمهوری اسلامی رای دادند به طمع بخشش چنین پول ها و امكاناتی به آنها بود؟چرا ما باید از استیصال و مشكلات مردم این استفاده را بكنیم؟» وی افزود:«یكی از مهمترین وظایف مجلس نظارت بر تصویب بودجه دولت است اما نگاه كه میكنیم،شاهدیم روزبهروز اختیار مجلس در 2-3 سال اخیر برای نظارت و حسابكشیها كم شده و مسئله به سمت تمركز حسابها به سمت 2-3 نفر تصمیمگیر رفته است كه این شبیه سیستمهای دوران های تاریخی گذشته است.»
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 14:18 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز سیزده بدر رفتم اما متفاوت با سال های قبل.تا سیزده بدر سال بعد چگونه باشد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:10 توسط سید بلال موسوی
|
|
||
|
|
|
|
|
فردا و شاید هم متفاوت با دیروز .کسی چه میداند .گاهی احساس میکنم که به تماشای فیلمی نشسته ام البته فیلم نیست بلکه زندگی است که بر پرده سینمای واقعیت و حقیقت به نمایش درآمده است.
گاهی بذر و دانه ای که کاشته می شود نصیب مور و حشرات و پرندگان میشود وگاهی هم رشد میکند و بارور میگردد و اینک بذر سرنوشت هنوز در خاک به انتظار بارانی است تا از خطر مور و حشرات و پرندگان رهایی یابد و از خاک سر براورد و خورشید و ماه و ستارگان را به نظاره بنشیند.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 23:29 توسط سید بلال موسوی
|
|
||